Showing posts with label اعدام کودکان. Show all posts
Showing posts with label اعدام کودکان. Show all posts

Monday, November 26, 2018

تقاضای کمک برای نجات کودک-مجرم در آستانه اعدام

میلاد عظیمی، کودک-مجرم زندانی که در ۱۶ سالگی به هواخواهی از همکلاسی‌اش در نزاع دسته جمعی دانش‌آموزی شرکت کرد و مرتکب “قتل” شد در آستانه اعدام قرار دارد. فریبا بخشی مادر میلاد می گوید علیرغم جمع آوری ۳۵۰ میلیون تومان “هنوز با مبلغ مورد درخواست خانواده مقتول ۲۰۰ میلیون کم داریم. اکنون آنها تهدید کرده‌اند که در صورت عدم پرداخت کامل دیه تا روز ۱۳ آذرماه امسال حکم را اجرا می‌کنند”.

Sunday, November 25, 2018

دیوان عالی کشور سه متهم به قتل صادق برمکی از جمله یک کودک-مجرم را به اعدام محکوم کرد

دیوان عالی کشور پس از بررسی نظر پزشکی قانونی حکم اعدام  کمال اصغری، دانیال دیوانی آذر و دانیال زین العابدین، سه متهم به قتل “صادق برمکی” جوان مهابادی را تایید و نفر چهارم پرونده را به تحمل ده سال حبس محکوم کرد. نحوه قتل این فرد و حواشی پرونده آن از جمله فیلمبرداری از تمام صحنه های قتل موجب جریحه دار شدن افکار عمومی منطقه شده بود. گفته میشود دست کم یکی از متهمان در زمان قتل کمتر از ۱۸ سال سن داشته است.

Friday, August 10, 2018

گزارشی از اعدام “ابوالفضل چزانی” یک کودک-مجرم

ابوالفضل چزانی ۱۷ ساله قبل از اعدام سراسر امید بود. حتی فکرش را هم نمی‌کرد فردای روزی که ۱۸ ساله می‌شود، طناب دار را بر گردنش بیندازند و اعدامش کنند. او چهار سال و ۶ ماه را در کانون اصلاح و تربیت قم گذراند و در این مدت چهار بار اجرای حکم اعدامش را دادند. روز چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ابوالفضل در زندان قم اعدام شد. حالا که مادر ابوالفضل با بلوز و دامن سیاه و روسری تیره اینجا نشسته، ۳۸ روز از اعدام پسر ۱۸ ساله‌اش می‌گذرد و اهالی خانه آماده می‌شوند تا مراسم چهلم را دو روز دیگر برپا کنند. خانه ابوالفضل چزانی در انتهای کوچه یکی از مناطق حاشیه‌ای شهر قم است. در ادامه گفت‌وگو با خانواده ابوالفضل را در آستانه مراسم چهلمش بخوانید.

Tuesday, June 26, 2018

مهدی خزائیان، کودک-مجرم کانون اصلاح و تربیت گرگان در صف اعدام

سازمان حقوق بشر ایران؛ ۵ تیر ۱۳۹۷: مهدی خزائیان، کودک-مجرمی است که حکم اعدام وی در دیوان عالی کشور به تأیید رسیده و هم اکنون در کانون اصلاح و تربیت گرگان در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد.

بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، مهدی خزائیان، که در کودکی مرتکب قتل عمد شده است، هم اکنون در کانون اصلاح و تربیت گرگان در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد.


مهدی که طبق اسناد هویتی، متولد ۲۹ آبان ماه سال ۱۳۷۸ است، در تاریخ ۲۳ اسفند ماه ۱۳۹۴ یعنی زمانی که ۱۶ سال سن داشته است، در گرگان به اتهام ارتکاب به قتل بازداشت شده است. بستگان این کودک-مجرم میگویند درگیری خیابانی که منجر به قتل "امیرحسین- ب" ۱۹ ساله شده یک دعوای دست جمعی بوده است، و مشخص نیست دقیقاً چه کسی ضربه کشنده را به مقتول را وارد کرده است.

در دادنامه‌ای که یک نسخه از آن در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار گرفته است ذکر شده: "دادگاه متهم را جهت تعیین رشد فکری و عقلی (با توجه به سن وی که در زمان وقوع بزه ۱۶ ساله بوده است) به کمیسیون پزشکی معرفی کرده است (صفحه ۱۷۰) که نظریه مورخ ۱۷/۱۱/۱۳۹۵ کمیسیون پزشکی قانونی حاکی است (در حال حاضر شواهدی از اختلال روحی و روانی در وی مشاهده نمی‌گردد و با عنایت به اظهارات وی در خصوص شرح ما وقع و آگاهی کامل وی به شرایط ارتکاب جرم به نظر می‌رسد در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۳۹۴ در شرایط مناسب روحی بوده و تحت تأثیر الکل نبوده است و از رشد و کمال عقلی برخوردار بوده است)."

در نهایت مهدی خزائیان به دلیل شرب خمر، شرکت در نزاع دست جمعی و قتل عمد به ۸۰ ضربه شلاق، سه سال زندان و قصاص نفس (اعدام) محکوم شد و دیوان عالی کشور نیز این حکم را تأیید کرد.

این در حالی است که، ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی جدید که از سال ۱۳۹۲ به تصویب رسید به قضات این اختیار را می‌دهد تا برای کودکانی که ماهیت جرم و یا حرمت آن را ندانند و درک نکنند، قصاص صادر نکنند.

لازم به یادآوری است که، پیمان نامه حقوق کودک که ایران نیز از امضا کنندگان آن بشمار می‌رود به صراحت بیان می‌کند که اعمال مجازات اعدام و محکومیت‌های طولانی مدت در مورد کودکان نباید اعمال شود.

سازمان حقوق بشر ایران از جامعه جهانی میخواهد تا برای لغو اعدام کودک-مجرمان در ایران تلاش کنند.

در سال ۲۰۱۷ دستکم پنج کودک-مجرم در زندان‌های ایران اعدام شدند. همچنین در ماه ژانویه سال جاری نیز دستکم سه کودک-مجرم در زندان‌های مختلف ایران اعدام شدند.

گفتنی است، هم اکنون تلاش‌هایی برای جمع آوری مبلغی که خانواده شکات مهدی خزائیان برای اعلام رضایت خواسته‌اند در جریان است. از آنجا که این کودک-مجرم در هنگام بازداشت و رسیدگی قضایی موفق به داشتن وکیل تعینی نشده است، سازمان حقوق بشر ایران از وکلای حقوق بشری که حاضرند داوطلبانه موارد مربوط به کودک-مجرمان را بر عهده بگیرند دعوت می‌کند تا به یاری این زندانی محکوم به اعدام برخیزند.

Thursday, June 14, 2018

مصائب «رضا»| او را اعدام نکنید

 24 خرداد 1397
در کودکانه هایش رویای های بزرگی برای زندگی و آینده خانواده داشت؛‌ می خواست کاری کند که عصای دست مادرش که بار زندگی را با سوزن زدن و خیاطی بر دوش می کشید،‌ باشد.
پایگاه خبری جامعه خبر/ یحیی معماری/ بچه ای آرام، و درسخوان که در مدسه باقرالعلوم خیابان شریعتی ساوه تحصیل می کرد و سال ها کلاس زبان انگلیسی رفت تا بتواند برای خودش کسی شود و سایه ای بالا سر خانه و امید مادر، خواهر و برادرش باشد اما نمی دانست تقدیر در سر راه او چه کمین تلخی کرده بود.


رضا در نیمروز 29 دی سال 1394 هنگامی که از امتحان به خانه برگشت از فرط خستگی چشمانش سنگین شد و خوابید اما آن زنگ آیفون از طرف یک به اصطلاح دوست‌ در چشم به هم زدنی رضا را از خوابی خوش و آرام به تلاطمی سنگین در زندگی فرو برد و رویاهایش را نابود کرد؛ حتی به قیمت اینکه تا یک قدمی چوبه دار برود.

رضا شهابی اکنون پا به 18 سالگی گذاشته و به خاطر متهم شدن به قتل یک نوجوان در سن 17 سالگی و بر اساس شواهد و قرائن از سوی دادگاه به حکم قصاص محکوم شده و این روزها کابوس مرگ، بختک وار به زندگی او افتاده است.

مادر رضا،‌ زنی که با سختی روزگار گذرانده و با خون دل خوردن و خیاطی بچه هایش را بزرگ کرده،‌ شاید این روزها غمگین ترین و نگران ترین مادر دنیا باشد.
لیلا فلاح گرایلو گفت: روز حادثه هنگامی که رضا از امتحان مدرسه به خانه برگشت،‌ از فرط خستگی و به خاطر اینکه شب قبل بیدار مانده بود تا درس بخواند به خواب رفت اما ناگهان یکی از دوستانش زنگ خانه را زند و از وقوع دعوا در کوچه به رضا خبر داد و خواست که میانجی گری کند.

وی ادامه داد: با وجود مقاومت ما و منع او از رفتن،‌ اما رضا گفت که فقط قصد میانجی گری دارد ضمن اینکه همه رضا را می شناختند؛ او بچه ای آرام و سر به زیر بود و اصلا اهل دعوا و درگیری نبود.

گرایلو افزود: رضا در مدرسه باقرالعلوم در خیابان شریعتی درس می خواند و تازه وارد 17 سالگی شده بود و معلمانش می توانند در مورد شخصیت و اخلاق او نظر دهند؛ ‌او پنج سال هم برای یادگیری انگلیسی به کلاس های زبان رفت.

مادر رضا که صدایی مستاصل و لرزان داشت،‌ اظهار کرد: رضا در هنگام دعوا از طرفین می خواهد که ادامه ندهند اما ناخواسته اتفاقی افتاد که زندگی را به کام ما و هم خانواده مرحوم مقتول تلخ کرد.

خانم گرایلو گفت: از همسرم جدا شده ام و فقط خودم هستم که مخارج زندگی را تامین می کنم و بعد از 20 سال کار خیاطی توانستم خانه ای خریداری کنم اما برای تامین دیه رضا ناچار شدم منزل را به قیمت 60 میلیون تومان بفروشم و خواهرانم نیز مقداری طلا فروختند و تاکنون 105 میلیون تومان جمع آوری کرده ایم اما برای آزادی رضا و نجات او از چوبه دار باید 500 میلیون تومان بپردازیم.

وی با تمجید از انسانیت و اخلاق خانواده مقتول به خصوص پدر و مادر آن مرحوم،‌ گفت: واقعا نمی دانم با چه زبانی از آنها تشکر کنم،‌ همین که در دادگاه مادر ایشان به رضا گفت که فرزندش را خدا از آنها گرفته نشان می دهد که چه دل بزرگ و انسانیت والایی دارند.

وی ادامه داد: آنها در صورت تامین مبلغ نیم میلیارد تومان راضی هستند که زندگی دوباره ای به رضا ببخشند اما در شرایطی که ما قرار داریم واقعا مستاصل و ناتوان از تامین این مبلغ هستیم و از همه خیران و مردم شریف ساوه و کشور در این ماه مبارک درخواست کمک و یاری دارم.

مادر رضا گفت: دادگاه به ما اعلام کرده که از 19 اردیبهشت به مدت سه ماه برای تهیه مبلغ مورد نیاز زمان داریم که در صورت تامین برای جلب رضایت و آزادی فرزندم اقدام می شود و اگر هم تامین نشود، رای را صادر خواهند کرد.

وی گفت: رضا بیش از یک سال در کانون اصلاح و تربیت اراک نگهداری می شد، اما بعد از صدور حکم به زندان ساوه منتقل شد و سه شنبه های هر هفته او را ملاقات می کنم.

وی ادامه داد: ‌روحیه بچه ام بسیار شکننده و ضعیف شده و حتی موهای سر او در 18 سالگی سفید شده است.

وی گفت: رضا بسیار بچه ساکت و قانعی بود و با اینکه من حتی نتوانستم برای او کمترین امکانات را فراهم کنم اما هرگز اعتراضی نکرد و همیشه در قبال زندگی مان احساس مسئولیت داشت.

خانم گرایلو گفت: خانواده پدری ام وضع مالی چندان مناسبی ندارند و اغلب آنها کارگر هستند و پدرم نیز از کار افتاده است و از این رو توان چندانی برای کمک به آزادی رضا و تامین دیه مورد نیاز را ندارند.

وی گفت: باید در تاریخ 25 خرداد خانه را تخلیه کنم که چاره ای جز زندگی در کنار خانواده پدری آن هم سه خانواده در یک حیاط را نداریم.

وی در پایان بار دیگر از خیران و مردم خواست که با قلب های مهربان خود زندگی را به جگرگوشه اش باز گردانند و برای تامین دیه به او کمک کنند.

اکنون از سوی خیران ساوجی در شبکه های مجازی کمپین هایی برای نجات رضا شهابی از قصاص به راه افتاده و مبالغی نیز در این خصوص جمع آوری شده اما با توجه به کمی وقت و اندک بودن کمک ها نیاز است که هموطنان نوعدوستی که در زلزله سرپل ذهاب روح والای خود را نشان دادند،‌ این بار برای بخشیدن زندگی دوباره به نوجوان ساوجی وارد میدان شوند.

مردم و خیرانی که قصد کمک به نجات رضا شهابی از قصاص را دارند،‌ می توانند کمک های نقدی خود را بدون واسطه و مستقیم به شماره کارت 6037997364567611 بانک ملی خیابان طالقانی ساوه بنام لیلا فلاح گرایلو (مادر رضا شهابی) واریز کنند.