Showing posts with label کودکان بی هویت. Show all posts
Showing posts with label کودکان بی هویت. Show all posts

Monday, August 6, 2018

کپرهای برخی پاکستانی‌های قوچ‌حصار تخریب شد؛ کارگر مزارع ذرت هستیم و کارمان گدایی نیست/گمشدن مشکوک ۶ کودک پاکستانی و تکذیب آن ازسوی فرمانداری

بعداز گذشت پنج روز از تخریب کپرهای بلوچ‌های پاکستانی گفته می‌شود هنوز از شش کودک گمشده خبری در دست نیست حال آنکه فرمانداری ری صریحا گمشدن این کودکان را تکذیب می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، پنج روز است که از تخریب کپرهای منطقه‌ی «قوچ‌حصار» شهر ری با نام طرح جمع‌آوری اتباع غیرقانونی می‌گذرد. طرحی که مشابه آن در سال گذشته با عنوان "طرح ضربتی ساماندهی کودکان کار و خیابان" انجام شد. اتفاقی که به علت کاستی‌ها و آسیب‌های فراوانی که داشت، واکنش‌های بسیاری از نمایندگان  شورای شهر و فعالان حقوق کودک را برانگیخت.

Friday, June 22, 2018

معاون استاندار تهران؛ ثبت هفته‌ای ۱۰ نوزاد بی‌هویت در بیمارستان‌های این شهر

کودکان بی‌هویت یکی از معضلات جامعه امروز هستند؛ کودکانی که به دلایل مختلف از داشتن شناسنامه و اسناد هویتی محرومند و این محرومیت به معنای بی‌بهره‌بودن آن‌ها از اساسی‌ترین حقوق شهروندی است. این کودکان ناخواسته وارد این بازی شده‌اند و محکومند تاوان بی‌هویت بودن را با محرومیت از حقوق اولیه خود بپردازند؛ چرا که شناسنامه و اسناد سجلی مهم‌ترین مدرکی است که هویت افراد را معرفی می‌کند و به عبارت دیگر از مقدماتی‌ترین حقوق شهروندی به شمار می‌رود اما متاسفانه کودکان و افراد زیادی در کشور به علت نداشتن شناسنامه سال‌هاست از حقوق شهروندی و خدمات عمومی و دولتی بی‌بهره هستند.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از قانون، این در حالی است که معاون اجتماعی و سیاسی استاندار تهران از ثبت هفته‌ای ۱۰ نوزاد بی‌هویت در بیمارستان‌های تهران خبر داده و گفته است: “این نوزادان با مشکل دریافت شناسنامه مواجه هستند زیرا اغلب مادران این نوزادان، مدرک قانونی از جمله شناسنامه و کارت‌ملی ندارند و اظهارات آنان در مورد مشخصات سجلی خودشان نیز قابل استناد نیست و اغلب اطلاعاتی که ارایه می دهند غلط است”.

براساس سخنان معاون اجتماعی و سیاسی استاندار تهران، هفته‌ای ۱۰ نوزاد بدون هویت فقط در بیمارستان‌های شهر تهران به دنیا می‌آیند که در طول یک ماه این میزان به ۴۰ نوزاد می‌رسد اما این فقط آماری است که از بیمارستان‌های شهر تهران ارائه شده حال این سوال مطرح است وضعیت در سایر شهرها چگونه است؟ در این زمینه نکته‌ای که نمی‌توان از نظر دورداشت اینکه برخی زنان معتاد به دلیل اینکه پس از زایمان نوزادشان از آن‌ها گرفته می‌شود به بیمارستان مراجعه نکرده و نوزاد خود را در خانه به دنیا می‌آورند که این کودکان را نیز باید به این آمار اضافه کرد.

پیدایش معضل کودکان بی‌هویت معلول علت‌های زیادی است. برخی از این کودکان، حاصل روابط نامشروع بوده که در این میان زنان و مردان معتاد و کارتن خواب سهم بزرگی از متولد شدن این نوزادان دارند؛ کودکانی که غالبا معتاد به دنیا می‌آیند و به‌واسطه داشتن چنین پدر و مادری از حقوق اولیه خود محروم می‌شوند و با مشکلات عدیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

برخی نیز حاصل ازدواج موقت والدینی هستند که به هردلیلی از ثبت ازدواج موقت خود سر باز می‌زنند و با وجود تاکید قانون مبنی بر ثبت ازدواج پس از باردار شدن اما به تکلیف قانونی خود عمل نکرده و مسبب تولد کودکی بدون هویت می‌شوند.

حاصل ازدواج مادر ایرانی و پدر خارجی

اما در مورادی نیز این کودکان حاصل ازدواج زن ایرانی با اتباع خارجی هستند زیرا قوانین ایران حق اعطای تابعیت را فقط به پدران ایرانی داده و مادران ایرانی چنین حقی در این خصوص ندارند.در این زمینه در ماده ۹۷۶ قانون مدنی مقرر شده‌است؛ اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می‌شوند: “بند ۵-«کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است به‌وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشد والا قبول شدن آن‌ها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است». به عبارت دیگر باید گفت قانون مدنی برای اعطای تابعیت تولدی، سیستم اصلی خون با نسب پدری را به رسمیت شناخته است.عدم پذیرش نسب مادری بر اساس مصالح ملی بوده است چرا که عده‌ای از زنان ایرانی در نتیجه شرایط فرهنگی، اقتصادی واجتماعی به آسانی بامردان خارجی ازدواج می‌کنند که هرچند این ازدواج‌ها به صورت شرعی انجام می‌شوند اما در بسیاری از موارد غیررسمی بوده و به صورت قانونی ثبت نمی‌شوند که متاسفانه ازدواج شرعی و غیررسمی مشکلاتی را هم برای پدران و مادران و هم برای فرزندان آن‌ها به همراه خواهد داشت”.

برخی از این کودکان نیز از مادرانی متولد می‌شوند که از سر فقر و نداری کودک خود را سر راه می‌گذارند و معضل بی‌هویت بودن را بر این کودکان تحمیل می‌کنند.

لزوم شناسایی علت بروز این معضل

رسول خضری نماینده مجلس، تولد کودکان بی‌هویت را یکی از معضلات و آسیب‌های اجتماعی جدی کشور دانسته و در این زمینه گفته‌است: “وزارت‌کشور، تعاون، سازمان‌بهزیستی و سایر وزارتخانه‌ها باید نسبت به ریشه‌یابی آسیب‌های اجتماعی اقدام و با شناسایی علت‌ها با آسیب‌ها مبارزه و استراتژی راهبردی برای مقابله با آن‌ها تعیین کنند.خضری با بیان اینکه افزایش سن ازدواج در بروز روابط نامشروع، ازدواج‌های سفید و تولد کودکان بی‌هویت موثر است”، تصریح کرده‌است : “۱۲ میلیون جوان مجرد در سن ازدواج داریم که تعدادی هرچند بسیار کم به ازدواج سفید و روابط نامشروع روی می‌آورند که حاصل چنین روابطی تولد کودکان بی‌هویت است. به طور قطع بیکاری و مسائل اقتصادی در کشیده شدن جوانان به سمت فساد اخلاقی و مواد مخدر بسیار موثر است”.

ازدواج سفید اژه‌ای است که در سال‌های اخیر مطرح شده و به دنبال آن، زن و مرد بدون عقد و ازدواج شرعی باهم زندگی و روابط زناشویی خود را آغاز می‌کنند. این مد‌‌‌ل سبک زند‌‌‌گی به دلیل اینکه د‌‌‌ر هیچ یک از نهاد‌‌‌های د‌‌‌ولتی یا سازمان‌های د‌‌‌ینی به ثبت نمی‌رسد‌‌‌ پد‌‌‌ید‌‌‌ه‌ای نه شرعی، نه عرفی، نه قانونی و نه سفید‌‌‌ است، ابتد‌‌‌ا و انتهایی هم ند‌‌‌اشته و د‌‌‌ارای آسیب‌های روانی، اجتماعی، اقتصاد‌‌‌ی فراوانی د‌‌‌ر جامعه بوده و می‌تواند عاملی در تولد کودکان بدون هویت باشد.

بی‌‌‌هویتی عاملی برای ارتکاب جرم است

به گفته کارشناسان، بی‌‌‌هویتی می‌تواند عامل ارتکاب جرم و آسیب‌های اجتماعی باشد و بر اساس آمارها بیش از یک‌میلیون فرد بی‌‌‌هویت در کشور وجود دارد. نداشتن شناسنامه مشکلات ریز و درشت بسیاری برای کودکان ایجاد می‌کند که بدون ‌شک، بی‌توجهی به این مساله می‌تواند سبب وارد شدن آسیب‌های اجتماعی به افراد در دوران بزرگسالی شود و در مواردی نیز او را تبدیل به بزهکار می‌کند. این کودکان از تمامی خدمات عمومی و قانونی محروم هستند؛ از آموزشی گرفته تا پزشکی و به دلیل نداشتن تحصیلات اغلب آن‌ها یا به دستفروشی مشغول هستند یا اینکه از راه خرده فروشی مواد مخدر درآمد کسب می‌کنند. نیاز به استفاده از خدمات شهروندی و اجتماعی و حق برخورداری از تحصیل از مهم‌ترین مواردی است که قانون اساسی نسبت به آن تاکید داشته است. اما این در حالی است که هیچ دانش آموزی بدون داشتن شناسنامه و هویت مشخص نمی‌تواند از خدمات آموزش و پرورش کشور استفاده کند. مساله دیگری که نداشتن هویت و شناسنامه برای کودکان و بزرگسالان به همراه دارد احساس عدم تعلق به محیط و سرزمین و در نهایت نیز سرخوردگی است‌ و همین امر سبب شده تا بسیاری از موارد بزهکاری در حاشیه‌ شهرها و در میان این افراد دیده ‌شود‌.

هرچند در این سال‌ها مشکل تحصیل این کودکان مورد توجه قرار گرفته اما مشکلات حوزه درمان آن‌ها هنوز حل نشده و نیاز است دولت، وزارت کشور و وزارت بهداشت برای حمایت از این کودکان تمهیدات لازم را اتخاذ کنند.در خاتمه باید گفت براساس آمارها حدود یک میلیون کودک بدون هویت در کشور زندگی می‌کنند در حالی که از حقوق اولیه خود محروم هستند. نباید فراموش کنیم این کودکان حق زندگی کردن دارند؛کودکی که از آغاز زندگی از این حقوق محروم می‌شود دچار سرخوردگی شده و می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد.پس لازم است در این زمینه نهادهای متولی اقدامات لازم برای بازگرداندن هویت به این کودکان را مورد توجه قرار دهند. اعطای تابعیت از طرق مادر و به عبارت دیگر تعیین تکلیف کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی می‌تواند گامی در جهت هویت‌دار کردن این کودکان باشد. لایحه‌ای که مدت‌های زیادی در مجلس بلاتکلیف مانده و خبری از تصویب آن نیست. نباید فراموش کنیم سال‌هاست کشور ما میزبان مهاجران زیادی از جمله اتباع افغان بوده است که لازم بود پس از اینکه در‌های کشور به روی این افراد گشوده شد تمهیداتی در این زمینه اتخاذ می‌شد تا امروز با این حجم از مشکلات مواجه نبودیم نه اینکه سال‌ها از ورود این افراد به کشور بگذرد اما هنوز شاهد کودکانی باشیم که فقط انتظار دارند به عنوان شهروند جامعه‌‌ای تلقی شوند که در آن زندگی می‌کنند و دغدغه ابتدایی‌ترین حقوق خویش را نداشته باشند.

Monday, June 18, 2018

ایلنا گزارش می‌دهد؛ زخمِ ناسورِ بی‌‌شناسنامه‌گی برای زباله‌گرد بلوچ/توقیف و اردوگاه، ایستگاه آخر است

نادر مرادزهی، کارگر بی‌شناسنامه‌ی بلوچ است که به علت نداشتن اوراق هویت، او را به اردوگاه اتباع خارجی می‌برند. صد هزار بی‌شناسنامه‌ی بلوچ در شرایط مشابهی هستند و از حقوق مدنی و اجتماعی محرومند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، هزاران سیستانی و بلوچستانی بدون شناسنامه در کشور داریم. «شهروندانی» که هیچ اوراق هویتی برای اثبات تعلق‌شان به این آب و خاک ندارند و از همین رو «حقوق مدنی» و شهروندی به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. شهروندانی که نمی‌توانند ثابت کنند ما هم ایرانی هستیم؛ ما هم زیر همین پرچم و روی خاک همین وطن زندگی می‌کنیم. مردمانی از جنس خاک و نخل و کپر که در حاشیه شهرهای سیستان و بلوچستان چشم به دنیا گشوده‌اند؛ مردمانی وارث دردِ «بی‌شناسنامه‌گی».


«نادر مزارزهی» یکی از همین افراد است؛ نادر فرزند خدابخش و پدر دو فرزند خردسال؛ نادر، فرزندِ پدری بی‌شناسنامه و پدر بی‌شناسنامه‌ی دو فرزندِ بدون هویت؛ زباله‌گردی‌ست که به خاطر بیکاری و فقر از زاهدان خودش را به سمنان رسانده و «نان شب» را از سطل‌های زباله‌ی مردم سمنان بیرون می‌کشد. زاهدان آنقدر درگیر ناداری و محرومیت است که سطل زباله هم به نادر مرادزهی نمی‌رسد. نه؛ زاهدان برای نادر جای ماندن نیست؛ نمی‌تواند نان خالی برای سیر کردن شکم دو فرزندش به دست بیاورد. سمنان سفره‌اش پُرروزی‌تر است؛ سطل‌های زباله‌اش هم؛ پس هرجور شده خودش را به سمنان می‌رساند.

چند صباحی که در سمنان زباله‌گردی می‌کند و شب‌ها را زیر سرپناه ستاره‌های خدا به صبح می‌رساند، او را در خیابان توقیف می‌کنند. ماموران شهرداری از او می‌خواهند که اوراق هویتش را نشان بدهد؛ اوراق هویت ندارد؛ نه شناسنامه‌ای در کار است و نه برگ هویتی؛ ناچار او را به اردوگاه می‌برند؛ نادر باید «ثابت»کند که ایرانی‌ست.

معضل بی‌شناسنامگی به خصوص برای آنها که هم پدر و هم مادرشان، ایرانی هستند، چند سالی‌ست که برجسته شده؛ فرزندان والدین بی‌شناسنامه نمی‌توانند «تحصیل» کنند؛ بزرگ‌تر که بشوند نمی‌توانند «کار» کنند و از حقوق مدنی و اجتماعی دیگر مانند حق رای، حق مالکیت و حتی حق مسافرت محرومند؛ آنها برای استعلام هویت خود راه طول و درازی در پیش دارند. نهاد‌های امنیتی، اداره ثبت‌احوال، نیروی‌انتظامی و شورای‌تامین استان از آنها استعلام می‌کنند و از DNA آنها نمونه‌برداری می‌شود. نتایج تمام این تحقیقات باید نشان دهد آنها ایرانی هستند تا به آنها شناسنامه دهند. از نظر اهمیت موضوع، استعلام نهادهای‌امنیتی از تمام این موارد بیشتر زمان می‌برد و به همین دلیل روند دریافت شناسنامه بسیاری از این افراد در این مرحله متوقف می‌شود. البته خیلی از بی‌شناسنامه‌ها «آگاهی» و «شناخت کافی» از مراحل کار ندارند و درنتیجه هیچ زمان برای دریافت شناسنامه خود و فرزندانشان اقدام نمی‌کنند؛ خیلی‌ها هم پول ندارند که هزینه‌ی طی کردن این مراحل را بپردازند.

گفته می‌شود از سال ۹۲ تاکنون ۵۰۰ پرونده در این زمینه در استان سیستان‌و بلوچستان تشکیل و به ۳۶۴ مورد از آنها رسیدگی شده است؛ اما ۳۶۶ پرونده کجا و هزاران بی‌شناسنامه کجا؟ مشخص است که هنوز در ابتدای راهیم. در این میان، نهادهای مدنی وارد میدان شده‌اند و می‌خواهند مسئولان و به خصوص «وزارت کشور» را متقاعد کنند تا راهی پیدا کنند که مشکل بی‌شناسنامگی به صورت بنیادین حل شود. چیزی که می‌خواهند این است که حداقل روند  استعلام هویت، تسهیل شود.

با کمک همین نهادهای مدنی بارها بی‌شناسنامه‌های بلوچ مقابل مجلس و نهادهای دیگر تجمع برگزار کردند. تجمع برای اثبات هویت ملی. اما افسوس که تاکنون این دوندگی‌ها و اعتراضات هیچ نتیجه‌ای نداشته‌است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگیِ این بی‌شناسنامه‌ها که اکثریت آنها نیز متعلق به طبقه‌ی فرودستانِ جامعه هستند، چالشِ «نان درآوردن» یا کسب روزی‌ست؛ آنها که نه تحصیل کرده‌اند و نه اوراق هویت دارند، انتخاب‌های زیادی پیش رویشان نیست؛ بهترینش ساز بلوچی نواختن است؛ قیچک و سُرنا زدن در عروسی‌ها و مراسم آیینی؛ اما این فرصت، همیشه نیست؛ برای همه هم نیست؛ می‌ماند فعلگی روزمزد؛ می‌ماند زباله‌گردی؛ می‌ماند دستفروشی......

نادر مرادزهی، یکی از همین بخت‌برگشته‌های بی‌روزی‌ست که عاقبت کارش به اردوگاهِ اتباع خارجی کشیده؛ امثال او اگر نتوانند ثابت کنند ایرانی‌اند، مقصد بعدی‌شان اردوگاه مشهد یا اردوگاه مرزیِ فریمان است و بعدتر هم فرستادنِ به اجبار به آن سوی مرز؛ به افغانستان. حالا آشنایانِ نادر باید بروند و شهادت بدهند که نادر را می‌شناسند؛ خودش ایرانی‌ست و پدر و مادرش هم ایرانی هستند؛ روند شهادت هم ساده نیست...

«زهره صیادی» فعال مدنی و کنشگرِ حقوق بی‌شناسنامه‌هاست. او که سالهاست پیگیر حقوقِ مردم بی‌شناسنامه‌ی بلوچ است، وضعیت نادر را از نزدیک دنبال می‌کند. او معتقد است وضعیت نادر یک «زخم ناسور» است:

«اردوگاه و به شکل ِ مشخص وزارت ِ کشور می‌گوید ثابت کنیم نادر ایرانی است. این روندِ اثبات ما، هفت سال است جریان دارد. وزارتخانه و سازمان‌های ِ مرتبطی که انگار شناخت کافی از مردم و ویژگی‌های بومی و زیست محیطی مردم جای جای  سرزمین ِ پهناوری به نام ِ ایران ندارند، حتی پوشش‌ها، گویش‌ها و لهجه‌ها را نمی‌شناسند، پیوسته به حدس و گمان ِ افغانستانی بودن یا پاکستانی بودن، دستگیرش می‌کنند برای ِ اخراج از ایران. گذشته از اعتراض به ماهیت و مشی ِ این رفتارها درباره‌ی هر انسان  ِایرانی و غیرایرانی، درباره‌ی مردم ِ بی شناسنامه‌ی ایرانی، این یک زخم ِ ناسور است.»

او بی‌تفاوتی مسئولان را به باد انتقاد می‌گیرد؛ بی‌تفاوتی آنها که به مردم این آب و خاک مدیونند و باید قدمی بردارند: «از نادر حرف می‌زنم؛ از مرد بلوچی که شناسنامه ندارد؛ از بلوچ‌هایی با ساز و سرنا و آوازهای ِ کهن ایران زمین؛ مقابل ساختمان  مجلس ایستادند و شناسنامه‌هایشان را مطالبه کردند. دریغ اما نماینده‌های ِاستان سیستان و بلوچستان در گیر و دارِ تبریک‌ها و تسلیت‌ها، درگیر و دارِ حرف‌هایی دهان پرکن‌تر از رنج‌های ِما، هنوز صدای ِ ما را نشنیده‌اند انگار؟! بارها و بارها اعتراض و تقاضای بلوچ‌های ِفاقد شناسنامه را به اردوگاه‌ها و وزارت کشور گفته‌ایم. سوال اینجاست که چطور یک انسان ِ بی‌شناسنامه و پیرو آن بی‌بیمه، بی‌یارانه و بدون سهمی از عدالت و . . . . . امکان آن را دارد که هفتصد هزار تومان هزینه‌ی آزمایشِ «اثبات نسب» بپردازد به پزشکی قانونی؟!»

به اعتقاد صیادی، روند اثبات هویت و گرفتن شناسنامه آنقدر صعب و دشوار است که در زمین بازی، بیشتر نقش بازدارندگی دارد: این قوانین نه تنها راهی به‌سوی شناسنامه‌دار شدن مردم  بی‌شناسنامه نیستند، بلکه تا حدود زیادی بازدارنده عمل می‌کنند. از کجا بیاورد خانواده‌ای که هیچ درآمدی ندارد، هیچ سهمی از هیچ امتیاز اجتماعی‌ای ندارد، برای هر نفر، هفتصد هزار تومان بدهد تا قدم ِنخست راه پر فراز و نشیب ِدریافت شناسنامه را بردارد؟

صیادی معتقد است چاره کار، ساده‌تر از اینهاست؛ بی‌دلیل اینقدر سخت گرفته‌اند؛ او می‌گوید: موضوع ِ فاقدین شناسنامه، مسئولیتی است که بر شانه‌ی وزارت کشور، سازمان ثبت احوال و نماینده‌های سیستان و بلوچستان در مجلس است.

نادر مرادزهی باید «ثابت» کند که ایرانی‌ست؛ باید بروند و استشهاد پرکنند؛ کاری که گاهی چندان ساده هم نیست؛ صیادی که نادر مرادزهی و بستگانش  را از نزدیک می‌شناسد، می‌گوید:

«یک سری به علی آباد ِگرگان بزنید و خیابان ِ شهید مزارزهی با عکس بزرگش و لبخندی که ویژگی صورتِ بلوچستان است را تماشا کنید؛ شهید مزار زهی پسر عموی ِنادر است. براساس قوانین و ارزیابی‌های حقوقی می‌شود نسبت خونی از سوی ِپدر و این نسبت خونی می‌شود اثبات هویتِ نادر؛ نادر به این آب و خاک تعلق دارد؛ همسر و فرزندان نادر چشم به راه ِبازگشتش هستند. همین اکنون با اردوگاه ِ سمنان حرف بزنید، بپرسید چند نفر پشت در اردوگاه التماس می‌کنند . . . . .»

چند نفر پشت در اردوگاه‌ها هستند؛ چند بی‌شناسنامه با هول و هراس در خیابان‌های شهرهای مختلف در پی کسب روزی هستند؛ چقدر کودکِ بازمانده از تحصیل به جرمِ بی‌شناسنامه‌گی، چقدر زن‌ها با لباس‌های ملیله‌دوزی، مردان با سرنا و قیچک زیر بغل، تنهاییِ بی‌هویتی را تجربه می‌کنند؟

صیادی می‌گوید: باز هم پیگیری می‌کنیم؛ باز هم دوندگی می‌کنیم؛ باز هم با نمایندگان مجلس و مسئولان حرف می‌زنیم؛ تا زمانی که حتی یک ایرانیِ بی‌شناسنامه هست، تا زمانی که یک بلوچ بی‌شناسنامه هست، این مطالبه هم سرجایش هست...

Sunday, May 20, 2018

نماینده مجلس: وجود یک میلیون بی هویت در کشور


 ۱۳۹۷/۰۲/۲۹
رضا شیران خراسانی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با انتقاد از توقف بررسی طرح اصلاح موادی از قانون تابعیت در مجلس از وجود یک میلیون فرزند بی هویت حاصل از مادر ایرانی و پدر خارجی در کشور خبر داد و گفت که بیشترین بی هویت ها در استان خراسان رضوی ساکن و اغلب کودکان بی هویت تبعه افغانستان و نتیجه ازدواج غیررسمی و غیرقانونی زنان ایرانی با پدران خارجی هستند.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خانه ملت، رضا شیران خراسانی با انتقاد از اینکه بررسی طرح اصلاح موادی از قانون تابعیت در مجلس متوقف مانده است، گفت: “در این طرح به دنبال انتقال تابعیت از طرف مادر به فرزند هستیم؛ زیرا فرزندانی که دارای مادر ایرانی بوده تابعیت ایرانی دارند یعنی در واقع در تابعیت دو اصل مهم مانند خون و خاک مورد توجه قرار می گیرد که به آن تابعیت ذاتی یا اصلی گفته می شود اما تابعیت اکتسابی به معنای این است که افراد از کشور ثالثی تقاضای تابعیت آن کشور را از طریق مسیرهای قانونی کنند”.

نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از اینکه عزمی در مجلس برای تعیین تکلیف طرح اصلاح موادی از قانون تابعیت وجود ندارد، افزود: “در شهریورماه ۹۵ یک فوریت این طرح تصویب شد و باید بعد از گذشت ۴۵ روز در صحن علنی بررسی می شد اما متاسفانه بیش از یک سال است که در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس متوقف مانده است”.

وی با انتقاد از اینکه به دنبال بی توجهی به تعیین تکلیف تابعیت با جمعیت انبوهی از فرزندان حاصل از مادر ایرانی و پدر خارجی مواجه هستیم، تصریح کرد: “متاسفانه تعیین تکلیف تابعیت این افراد دستخوش برخی از سلایق و نگاه ها است که در حوزه انسانی تعریف نمی شود”.

نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه آمار دقیقی از بی شناسنامه ها وجود ندارد، گفت: “برآورد می شود حدود یک میلیون بی شناسنامه در کشور وجود داشته باشد البته تعداد این افراد با ازدواج و زاد و ولد در حال افزایش است”.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، با یادآوری اینکه کودکان بی هویت معضل بزرگ مرزی استان های مرزی کشور محسوب می شود، تصریح کرد: “بیشترین بی هویت ها در استان خراسان رضوی ساکن و اغلب کودکان بی هویت تبعه افغانستان و نتیجه ازدواج غیررسمی و غیرقانونی زنان ایرانی با پدران خارجی هستند”.