Showing posts with label آسیب های اجتناعی. Show all posts
Showing posts with label آسیب های اجتناعی. Show all posts

Wednesday, August 29, 2018

بیوه‌های شانزده ساله/ غمنامه دختران پاکدشت

 هانیه ۱۳ سالگی ازدواج کرده و حالا در ۱۶ سالگی از همسرش جدا شده. برای او هم مثل اغلب دختران نوجوانی که در پاکدشت و در نزدیکی استان تهران زندگی می‌کنند، شیشه، تریاک، خماری و نشئگی و هرچه درباره اعتیاد ناآشنا نیست. بعضی‌هایشان با دود و دم بزرگ شده‌اند. اما همه‌شان می‌گویند آرزویی ندارند جز اینکه پدر و مادرهایشان یک روز برای همیشه با مواد خداحافظی کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، روزنامه ایران طی گزارشی تحت عنوان “بیوه های شانزده ساله” به موضوع ازدواج کودکان و پیامدهای آن از جمله طلاق در سن پایین پرداخته است، این گزارش روایت خود را با شرح مشاهدات مددکار و خبرنگار این نشریه از دیدار دختری به نام هانیه آغاز می کند.

Friday, August 10, 2018

مقابله با همه گیری خشونت و تجاوز/ سعید مدنی

«دنیا هرگز به صلح نمی رسد مگر آن‌که مردم در زندگی روزانه امنیت داشته باشند». این عبارت کوتاه در صدر گزارش توسعه انسانی سازمان ملل نشان می دهد، احساس امنیت شاخص مهمی در سلامت اجتماعی  است که وضعیت خشونت را در یک جامعه نیز توضیح می دهد.
خشونت حالتی از رفتار است که در آن فرد خشن با استفاده از زور فیزیکی یا غیرفیزیکی خواسته خود را به دیگران تحمیل می کند. تقریباً محور تعاریف متعدد راجع به خشونت، زور و اعمال زور است. «خشونت استفاده ناروا، غیرقانونی و تعرض آمیز از قدرت است که در بیش تر موارد با بی حرمتی شدید و خشم زیاد همراه است. هم چنین سوءاستفاده از قدرت بر ضد حقوق عمومی، قوانین و آزادی های همگانی و اعمال زور یا هر نیروی فیزیکی برای صدمه، خسارت زدن و یا سوءاستفاده مصداق خشونت است». در گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ نیز مورد خشونت عبارت است از کاربرد عمومی قدرت فیزیکی و تهدید به استفاده از آن بر ضد فرد، گروه و یا جامعه که به احتمال زیاد منجر به جرح، مرگ و صدمه فیزیکی باشد و مانع رشد و توسعه یا محرومیت شود».

Tuesday, August 7, 2018

۷۰ درصد از اختلالات بزرگسالی، نتیجه آسیب‌های کودک‌آزاری است

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، گفت: کودک آزاری باعث می شود فرد در آینده با انواع اختلالات روان شناختی مواجه شود و نتواند به ظرفیت های کامل خود دست پیدا کند.

حبیب الله مسعودی فرید درباره آزار و اذیت کودکان، گفت: آسیب اجتماعی در کودکان از لحاظ تعداد در رتبه بالایی قرار ندارد اما از نظر ماندگاری و اثرگذاری بسیار ماندگار است.

او گفت: آسیبی که به یک فرد ۴۰ ساله وارد می شود ماندگاری و تأثیرات کمتری دارد اما اگر کودکی دائم تحت آزار مزمن و در شرایط سخت باشد، تأثیر بیشتری در بزرگ سالی بر روی فرد خواهد داشت.

Monday, August 6, 2018

کپرهای برخی پاکستانی‌های قوچ‌حصار تخریب شد؛ کارگر مزارع ذرت هستیم و کارمان گدایی نیست/گمشدن مشکوک ۶ کودک پاکستانی و تکذیب آن ازسوی فرمانداری

بعداز گذشت پنج روز از تخریب کپرهای بلوچ‌های پاکستانی گفته می‌شود هنوز از شش کودک گمشده خبری در دست نیست حال آنکه فرمانداری ری صریحا گمشدن این کودکان را تکذیب می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، پنج روز است که از تخریب کپرهای منطقه‌ی «قوچ‌حصار» شهر ری با نام طرح جمع‌آوری اتباع غیرقانونی می‌گذرد. طرحی که مشابه آن در سال گذشته با عنوان "طرح ضربتی ساماندهی کودکان کار و خیابان" انجام شد. اتفاقی که به علت کاستی‌ها و آسیب‌های فراوانی که داشت، واکنش‌های بسیاری از نمایندگان  شورای شهر و فعالان حقوق کودک را برانگیخت.

کودکان کار بدون چتر حمایتی؟ نباید به عادی‌سازی کار کودک برسیم | رویای نظارت بر کارگاه‌های زیرزمینی

یک فعال حقوق کودک می‌گوید: نمی‌توان ادعا کرد که قصد حمایت از کودکان را داریم ولی سالی یک یا دوبار، ۱۱ نهاد دست به دست هم می‌دهیم و کودکانی را که فال می‌فروشند و شیشه پاک می‌کنند را «دستگیر» و بعد اعلام می‌کنیم که اینها را جذب کردیم. دولت باید برای حمایت از خانوار هزینه کند و بعد انتظار داشته باشد که دیگران هم به حقوق کودکان احترام بگذارند.

لیلارزاقی: تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان پس از قریب به ده سال خبر امیدوارکننده‌ای بود. قانونی که به باور بسیاری می‌تواند با ایجاد زیرساخت‌های حمایتی و آموزشی، زمینه‌های لازم را برای دفاعِ بنیادین از حقوق کودک به عنوان یکی از بی دفاع‌ترین اقشار اجتماعی فراهم کند. با این حال این قانون که پشتوانه‌های حقوقی و قانونی دیگری (از جمله کنوانسیون حقوق کودک و قانون اساسی) را در اختیار دارد، دارای ضعف‌ها و تناقض‌هایی در بحث نظارت و اجراست.

Friday, August 3, 2018

پسر ۶ ساله لحظاتی قبل از اعدام پدرش، خود را در آغوش او انداخت و...

 صبح چهارشنبه صدای گریه‌های پسر کوچولویی که قرار بود با پدر اعدامی‌اش وداعی تلخ داشته باشد محوطه ندامتگاه کرج را پر کرده بود. پسر 6 ساله خود را در آغوش پدر انداخته و محکم او را چسبیده بود.

مرد جوان اشک می‌ریخت و سرتا پای بچه را غرق در بوسه می‌کرد. می‌دانست این آخرین ملاقاتشان خواهد بود. بچه را به مادر خود سپرد و به سمت چوبه دار به راه افتاد. اما خانواده مقتول که شاهد این صحنه رقت انگیز بودند انگار دلشان از گریه‌های پسرکوچولو لرزیده بود دیگر مثل قبل بر اجرای حکم اصرار نداشتند و بالاخره در آخرین لحظات در اقدامی خداپسندانه با دادن مهلتی دو ماهه به مرد جوان اجرای حکم را ناتمام گذاشتند.


مرد جوان در سال 93 پسر 21 ساله‌ای را در کمالشهر کرج با شلیک گلوله به قتل رسانده بود. وی پس از دستگیری مدعی شد به خاطر اینکه به روابط این پسر با همسر خود ظنین شده بود او را کشته است. وی پس از محاکمه در شعبه یک دادگاه کیفری استان البرز به قصاص محکوم شد اما صبح دیروز درست پای چوبه دار با وساطت قضات و التماس‌های خانواده‌اش سرانجام خانواده مقتول به او فرصتی دو ماهه برای زندگی دادند.

Thursday, August 2, 2018

والدین سخت‌گیر = دروغگویی کودک، یک باور کاملا اشتباه

متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در کردستان، اظهار کرد: این باور که «سخت گیری والدین مساوی است با دروغگویی کودک» کاملا اشتباه، بدون اعتبار علمی و پشتوانه پژوهشی است.

مختار ویسانی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: این روزها در کانال‌های مختلف، شبکه‌های اجتماعی و همچنین از زبان برخی از متخصصان علوم انسانی و روانشناسان دیده و شنیده می‌شود که ادعا می‌کنند سخت گیری والدین، کودکان دروغگو پرورش می‌دهد، در حالی که براساس تئوری‌ها و نتایج پژوهشی می‌توان گفت چنین ادعایی کذب است و همیشه درست نیست و این ادعای کذب آن قدر تکرار شده که تقریبا اغلب والدین و حتی خود افراد صادر کننده این تئوری، کاملا به آن ایمان آورده‌اند.

جایگزین جدید «نهنگ آبی» از راه رسید!/ دختربچه ۱۲ ساله اولین قربانی «مومو»

یک بازی آنلاین به نام «مومو» که از طریق واتس اپ فراگیرشده با ارسال تصاویر ترسناک و پیام های خشن کاربر را تحت تاثیر قرار می دهد.
جایگزین جدید «نهنگ آبی» از راه رسید! / دختربچه ۱۲ ساله اولین قربانی «مومو»به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛به نقل از دیلی میل، به تازگی یک بازی آنلاین جدید و ترسناک در رسانه های اجتماعی فراگیر شده است. خانواده ها و مقامات بیم آن دارد که این بازی آنلاین پدیده مشابه «نهنگ آبی» باشد و جان نوجوانان را به خطر بیندازد.

Wednesday, July 4, 2018

ترک تحصیل 10 تا 15 هزار دانش آموز مقطع ابتدایی در سال

رئیس سازمان نهضت سواد آموزی گفت: در حال حاضر سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، لرستان و کرمان بالاترین آمار بی‌سوادی در کشور را دارند، اما عمده بی‌سوادان در نقاط حاشیه شهرها هستند.
به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، رئیس سازمان نهضت سواد آموزی درباره آمار افرادی که در مقطع ابتدایی ترک تحصیل می‌کنند و از آن مقطع به بعد بی سواد محسوب می‌شوند، توضیح داد: به طور متوسط طبق آمار رسمی آموزش و پرورش دو درصد از دانش آموزان ابتدایی یا در دوره ابتدایی ثبت نام نمی‌کنند یا اینکه دوره ابتدایی را تمام نمی‌کنند، یعنی بین پایه‌ها ترک تحصیل می‌کنند. معمولا در هر پایه‌ای هر سال بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر ترک تحصیل می‌کنند و یا قبول شده پایه قبلی هستند که دیگر در پایه جدید ثبت نام نمی‌کنند یا حتی حین سال تحصیلی به دلیل مسائل اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی که وجود دارد از چرخه آموزش خارج می‌شوند.


وی افزود: اغلب دانش‌ آموزانی که به سن ۱۰ سالگی رسیده‌اند، ولی کماکان در مقطع ابتدایی هستند از خانواده‌ها و گروه‌های آسیب دیده جامعه هستند. ما برای آن‎هایی که به سن ۱۰ سالگی می‌رسند و هنوز مقطع ابتدایی را تمام نکرده‌اند یک طرح ویژه با عنوان "آموزش کودکان ۱۰ تا ۱۹ سال" داریم و با حداکثر انعطاف پذیری در ضوابط و قوانین سراغ آنها می‌رویم. سالانه بین ۲۰ تا ۲۳ هزار نفر از این گروه ثبت نام می‌کنیم که بخشی از آنها هم ترک تحصیلی‌های سال‌های گذشته آموزش و پرورش هستند، البته یک مساله دیگر هم وجود دارد که در این آمار دو درصدی آنهایی که شناسنامه ندارند، لحاظ نمی‌شوند چون مبنا برای ما شناسنامه افراد و کد ملی آنهاست.

باقرزاده در خصوص میزان بی‌سوادی در نقاط مختلف کشور بیان کرد: در حال حاضر سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، لرستان و کرمان بالاترین آمار بی‌سوادی در کشور را دارند ولی عمده بی‌سوادان متاسفانه در نقاط حاشیه شهرها هستند که اتفاقا شناسایی این افراد سخت‌تر از افرادی است که در روستاها هستند. کمترین آمار هم مربوط به شهر تهران، سمنان ، مازندران، اصفهان، البرز و مراکز استان‌هاست.

Tuesday, June 26, 2018

دانشور: مسئولان حساسیت کافی نسبت به آسیب در حال رشد کودکان کارگر ندارند / تهران، مشهد و کرج در صدر بیشترین تعداد کودکان کار


یک فعال اجتماعی در خصوص کودکان کار گفت: «در یکی از بندهای لایحه حمایت از کودکان که همچنان تصویب شدن یا نشدن آن بلاتکلیف است برای خبرنگاران و مستندسازان انتشار اخبار گزارش های کودک آزاری مجازات درنظر گرفته شده اما برای کودک آزاران تاکید بر مجازات سنگین وجود ندارد. »

به گزارش فانوس،  کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این امر آن‌ها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربهٔ دوران کودکی بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آن‌ها را تهدید می‌کند. کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود.


و اما بد نمی شود اگر   پلیس راهنمایی و رانندگی به مدت یک روز  مسیرهای ویژه  تردد مسئولانی که باید نگاه ویژه به معضلات اجتماعی داشته باشند را باز نکند تا این عزیزان  برای رفت‌وآمد خود ساعاتی در شهر پشت چراغ قرمزها متوقف شوند و ببینند آنچه باید دیده شود و لکه سیاه آن از قلب جامعه پاک شود .  مشکلاتی به طور اخص  برای کودکانی که زیر سلطه کار، انواع آزارها را متوجه می‌شوند و هرروز هم  برآمارشان افزوده می شود و  نوع فعالیتشان گسترده تر و بیشتر.

 هربار  که از سه نهاد مربوطه  ( بهزیستی، شهرداری، نیروی انتظامی) مسئول به ساماندهی کودکان کار در مورد چرایی حل نشدن این آسیب اجتماعی پرسیده می شود  تقصیر را همچون توپی در زمین دیگری می اندازند و حکایت این معضل اجتماعی که هر روز مقابل چشمان شهروندان رشد می یابد در میان این  انداختن توپ  به زمین یکدیگر همچنان از ده ها سال پیش تاکنون ادامه دارد .

حال برای دانستن چرایی لاینحل ماندن این آسیب اجتماعی و هرروز بزرگتر شدن آن  با یک فعال حوزه کودکان به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه می خوانید:

فاطمه دانشور – عضو سابق شورای شهر تهران و فعال اجتماعی  در پاسخ به این سوال که چرا یک نهاد متخصص و متمرکز موظف به ساماندهی کودکان کار نیست و نمی شود  و همچنین از ساختمان‌های پر تعداد خالی و بلا استفاده  مانده در تهران که همین چند روز پیش از آمار بی شمار آنها عضو شورای شهر پایتخت خبر داده بود  برای ساماندهی و اسکان  این دسته از کودکان کار به اضافه کودکان بدسرپرست و بی سرپرست  استفاده نمی‌شود تا در جامعه از سوی افراد سودجو مورد انوع  آزارها   قرار نگیرند بیان کرد: «به لحاظ قانونی امکان پذیر نیست که از این ساختمان ها برای اسکان و پناه دادن به این کودکان استفاده شود ، قانون این اجازه  را نمی‌دهد و همچنین تا زمانی که ضعف قانونی در این خصوص وجود دارد روایت تلخ کودکان کار هم   ادامه خواهد داشت. بخشی از کم کاری‌های بهزیستی به ضعف قوانین موجود باز می‌گردد؛ برای مثال زمانی که کودک درحال کار را  از سر چهارراه ها و خیابان ها جمع می کنند، خانواده کودک  تنها تعهد می‌دهد و بعد از تعهد کتبی ،کودک به خانواده بازگردانده می‌شود و فردا همان روز دوباره به چرخه کودکان کار بازمی گردد. علت این بازگرداندن ضعف قوانین موجود است که باید هرچه سریع‌تر قوانین مربوط به کودکان تقویت شود.»

* خبرنگاران اجتماعی مجازات می شوند کودک آزار نه !

وی در پاسخ به این سوال که چرا  چندین دهه است که آسیبی به نام کودکان کار در جامعه ایرانی مطرح است ولی هنوز راه حلی برای پاک کردن این آسیب از اجتماع پیدا نشده است گره اصلی کار کجاست  بیان کرد: «اعضای مجلس در تمام این دهه ها حساسیت  مسئله را درک نکردند و نمایندگان مسئول در این حوزه ، اشرافیت کافی نسبت به مسئله ندارند؛ این موضوع را می‌توان از راه حل‌هایی که ارائه داده شده است  متوجه شد. راه حل‌هایی که در خصوص مشکلات کودکان ارائه می‌ شود  نشان دهنده درک نکردن مسئله است. باید درهای مجلس به روی فعالان حوزه کودکان که سال‌هاست در این خصوص فعالیت می‌کنند باز شود چرا که در طول زمان دولت‌هاو نمایندگان تغییر می‌کنند اما ان جی اُ ها بوده‌اند و هستند و ابعاد این آسیب اجتماعی  را به درستی درک کرده‌اند. نمایندگان مجلس اگر از نظرات فعالان حوزه کودکان  استفاده کنند راه حل ریشه‌ای برای رفع این معضل پیدا می شود زیرا اعضای سازمان های  مردم نهاد سال هااست به طور مستمر و از نزدیک در تلاش برای یافتن راهی برای گذر بحران کودکان کار هستند و راهنمایی خوبی برای نمایندگان می توانند باشند. لایحه حمایت از کودکان مدت‌هاست که معطل مانده و گزارشی هم که در خصوص این لایحه ارائه شده  نشانگر این است که حتی اگر  لایحه به سرانجام هم برسد آنچنان که باید و شاید مشکلی را حل نمی کند و علت آن هم از آنجا است که تدوین کنندگان آن اشرافیت کافی بر این معضل ندارند . جالب است در یکی از بندهای لایحه حمایت از کودکان که همچنان هم تصویب شدن یا نشدن آن بلاتکلیف است برای خبرنگاران و  مستندسازان انتشار اخبار گزارش های  کودک آزاری مجازات درنظر گرفته شده اما برای کودک آزاران  تاکید بر مجازات سنگین وجود ندارد. اکثریت کودکان کار خانواده دارند و براساس قوانین مردسالارانه موجود نمی‌توان فرزند را از پدر جدا کرد؛ پدر بارها و بارها تعهد می‌دهد و سپس فرزند خود را بازپس می‌گیرد و مجدد آن را سر کار خواهد فرستاد و در نهایت موظف به پرداخت جرائم نقدی  (زیر یک میلیون تومان) خواهد شد.»

*ترس خانواده علت افزایش آمار تعرض

دانشور با اشاره به این موضوع که بخش اعظمی از کودکان کار کودکان افغان  هستند، گفت: «همین مسئله را بغرنج می کند چون این کودکان از حقوق کافی دربرابر  قوانین موجود ایران برخوردار نیستند؛  کشورهای پیشرفته در خصوص مهاجران و پناهندگان حداقل‌های رفاهی را درنظر می‌گیرند اما در ایران خبری از این حرف‌ها نیست و طبیعی است زمانی که اتفاقی (تجاوز، آزار و اذیت، دزدیده شدن و ...) برای این دسته از  کودکان رخ می‌دهد، خانوده‌ها از ترس برگردانده شدن و بازگشت به افغانستان گزارشی به کلانتری ارائه نمی‌دهند در نهایت پرونده‌ای تشکیل نمی‌شود و رسیدگی صورت نخواهد گرفت، همچنین آن‌هایی هم که کارت اقامت دارند حداقل مداخلات برایشان انجام می‌شود.»

*تصمیم احمدی نژاد عامل رشد معضل کودکان کار

وی در ادامه افزود: «همیشه همه‌ی مشکلات و آسیب‌های اجتماعی را به گردن بهزیستی می‌اندازیم در صورتیکه روش نادرستی است. بدنه‌ی بهزیستی با این تعداد از نیروی انسانی  کشش این همه بار و توانایی حل مشکلات  را ندارد. اشتباه بزرگ این بود که احمدی نژاد یک وزارت نوپا را با وزارتی دیگر ادغام کرد و همه معضلات اجتماعی در یک معاونت اجتماعی خلاصه شد. آقای ربیعی رویکرد کار دارد و رویکرد اجتماعی ندارد و همچنین انتصابات در این حوزه هم افرادی هستند که در حوزه اجتماعی تبحر ندارند؛ چندین سال است  که روسای سازمان بهزیستی پزشک هستند و معاونت اجتماعی وزارتخانه فردی است که اقتصاد خوانده؛ همین موضوعات موجب می‌شود که این مشکل بزرگ نتواند راهکار پیدا کند.»

*13 هزار کودک کار طبق آمار سال 89

دانشور در پاسخ به این سوال که چه تعداد کودک کار در تهران وجود دارند، بیان کرد: «آخرین مطالعه‌ای که در سال 89 انجام شد و به روز هم نشده آمار 13 هزار نفر کودک را نشان داد اما در طول چند سال اخیر این آمار افزایش پیدا کرده است. پرجمعیت‌ترین شهرها هم از نسبت وجود کودکان کار به تهران، مشهد و کرج اختصاص یافته است.»

*انتخاب ها با نگاه  تخصصی باشد نه سیاسی

وی با بیان این مطلب که به اکثر کودکان کار تجاوز می‌شود و معتاد، مبتلا به بیماری ایدز هستند و سو تغذیه دارند، بیان کرد: «بسیار تلاش شد تا زنان با تعداد بیشتری به مجلس فرستاده شوند تا به مشکلات کودکان و زنان رسیدگی شود؛ جنس زن باید نسبت به موضوع زنان، کودکان ومادران حساس‌تر باشد اما در عمل شاهد هیچ اتفاق خاصی نبودیم. علت این است  که افرادی که  لیست‌های انتخاباتی را می‌چیدند سیاسی فکر کردند  و نگاه سیاسی قالب در چیدمان لیست‌ها و فرستادن افراد به مجلس وجود داشت؛ همین موضوع موجب شد که تخصص شهید شود. نباید تنها نگاه سیاسی در انتخاب ها وجود داشته باشد زیرا  نتیجه  نگاه سیاسی به همه عملکردها و جایگاه ها  رخ ندادن هیچ اتفاق خاصی در کشور  می‌شود.»

Monday, June 25, 2018

۱۵۱ هزار دختر در سال جاری ترک تحصیل کرده‌اند


معاون آموزش دوره متوسطه دوم وزارت آموزش و پرورش از ترک تحصیل ۱۵۱ هزار و ۴۶ دختر در سال جاری خبر داد.

عباس سلطانیان، معاون آموزش دوره متوسطه دوم وزارت آموزش و پرورش با اشاره به آخرین آمار ترک تحصیل دانش‌آموزان دختر در مدارس کشور گفت: در ابتدا باید به دو نکته اشاره کنم، در ابتدا اینکه چه اقداماتی را آموزش و پرورش برای جلوگیری از این کار انجام داده و دوم اینکه در این حوزه با چه چالش‌هایی مواجه هستیم؟ تعداد جمعیت دانش آموزان دختر که گروه سنی ۱۵ و ۱۶ ساله هستند در سال جاری، یک میلیون و هفت هزار و دو نفر است، از این تعداد دانش آموز ۸۱۷ هزار، ۹۵۹ نفر الان مشغول به تحصیل هستند. در کنار این آمار ما یک جمعیت ۱۵ و ۱۶ ساله هم داریم که در دوره‌های دیگر درس می‌خوانند یعنی بنا به دلایلی هنوز در دوره‌های متوسطه اول درس می‌خوانند، اما سنشان به دوره دوم متوسطه می‌خورد و تعداد این‌ها هم حدود ۳۷ هزار و ۹۹۹ نفر است.


او ادامه داد: اگر ما جمعیت بازمانده از تحصیل را بخواهیم محاسبه کنیم، در سال جاری یعنی سال ۹۶-۹۷ تعداد دانش آموزان دختری که در هیچ پایگاهی ثبت نام نکردند و هیچ جا مشخصاتشان ثبت نشده و اصلا دانش آموز محسوب نمی‌شوند ۱۵۱ هزار و ۴۶ نفر هستند.

او در خصوص آمار دقیق ترک تحصیل دانش‌آموزان دختر گفت: اگر بخواهیم این رقم را طی یکی دو سال آینده مقایسه کنیم، باید بگویم که در سال ۹۴ - ۹۵، حدود ۴.۲۹ درصد از دانش آموزان دختر ترک تحصیل کردند. در سال بعد یعنی ۹۵-۹۶ این عدد به ۴.۱۷ رسید یعنی ما ۰.۱۲ جذب دانش آموزان کل کشور افزایش داده‌ایم. آمار امسال هم در واقع افتی نداشته است و توانستیم در این زمینه عملکرد خوبی داشته باشیم و دانش آموزان جذب شده را افزایش دهیم.

او با اشاره به تفاهم‌نامه آموزش و پرورش با استان‌ها توضیح داد: برای جلوگیری از این اتفاق ما تفاهم‎نامه‌هایی را با استان‌های کشور منعقد کردیم که در آن تفاهمنامه‌ها شاخص‌هایی که برای آموزش و پرورش در بحث مسائل آموزشی و تربیتی بچه‌ها مهم است، تعیین شده و در رابطه با آن شاخص‌ها با آنها قرارداد می‌بندیم. یکی از آن شاخص‌ها نرخ پوشش تحصیلی واقعی بچه‌هاست. به این صورت که ما به استان می‌گوییم شما نرخ پوشش تحصیلی واقعی‌تان را در سال ۹۶-۹۵ فلان عدد بوده و باید با شناسایی که از دانش آموزان توسط مدیران مدارس انجام شده، دانش آموزان ترک تحصیل را شناسایی کنید و موانع ادامه تحصیل آنها را بردارید و آنها را به مدرسه جذب کنید. در واقع این تفاهمنامه هر ساله هست که با ۳۲ استان کشور توسط آموزش و پرورش این کار را می‌کنیم.

او افزود: یکی دیگر از اقداماتی که خیلی مهم است شناسایی اسمی همه دانش آموزان بازمانده از تحصیل است. ما از سیستم متمرکزمان در حوزه مرکز برنامه‎ریزی و منابع انسانی از سامانه سَناد اسامی تمامی دانش آموزان که در سال تحصیلی جدید در هیچ مدرسه‌ای ثبت نام نشده‌اند را با تفکیک استان، منطقه، مدرسه و جنسیت می‌گیریم و این اسامی را به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها می‌دهیم. یک مهلت دو سه ماهه هم به آنها می‌دهیم تا مدیران مدارس پیگیری کنند ببینند دانش آموزان کجا هستند. طبیعی است که تعدادی از این دانش آموزان ترک تحصیل کردند و حالا کار می‌کنند، تعدادی هم برای ادامه تحصیل و زندگی از کشور خارج شدند. همچنین دانش آموزانی را داشتیم که متاسفانه فوت کردند یا دچار نقص عضو شدند و بنا به دلایلی ترک تحصیل کرده‌اند. در حال حاضر وظیفه مدیران این است که دلایل موانع حضور دانش آموزان به مدارس را بررسی کنند تا بتوانیم آنها را به مدرسه برگردانیم.

معاون آموزش دوره متوسطه دوم وزارت آموزش و پرورش با توضیح در خصوص طرح "روستای مرکزی"گفت: علاوه بر اینها طرح "روستای مرکزی" را داریم که برای ادامه تحصیل دختران و پسران مناطق محروم اعمال می‌شود. یعنی روستایی که به نسبت دیگر روستاها مرکزیت دارد را متولی قرار می‌دهیم و سعی می‌کنیم با گذاشتن سرویس ایاب و ذهاب برای دانش آموزان روستاهای دیگر آنها را به مدارسی که امکانات بیشتری دارند منتقل کنیم.

سلطانیان درباره مدارس شبانه روزی نیز توضیح داد: همچنین سعی کرده‌ایم در مدارس شبانه روزی دبیرستان دانش آموزان را جذب کنیم. دانش آموزان به خصوص دخترانی که به لحاظ بُعد مسافت امکان رفت و آمد ندارند می‌توانند از امکانات مدارس شبانه روزی مثل خوابگاه استفاده کنند. حتی ما اجازه داده‌ایم کلاس‌های ضمیمه را در مدارس دوره اول متوسطه در مناطق دور و حاشیه‌ای هم انجام بدهم. یعنی اگر یک مدرسه‌ای در دوره دوم متوسطه تعداد دانش آموزانش کم است با دوره اول متوسطه در یک جنسیت و در یک مدرسه اینها با هم ادغام شوند تا هر دو بتوانند از امکانات استفاده کنند.

او گفت: یک بحث دیگری هم که خیلی جدی است ماده ۵۳ آیین نامه اجرایی مدارس است در این ماده آمده؛ دانش آموزان دختری که ازدواج کرده‌اند با تایید و صلاحیت مدیر در خصوص بررسی شرایط آنها می‌توانند ادامه تحصیل دهند. در حقیقت ما تسهیلاتی را برای دانش‌آموزانی که در سن پایین ازدواج می‌کنند قرار داده‌ایم. حتی اگر ما دانش آموزانی داشته باشیم که بنا به دلایل مختلف نتوانند در مدارسه روزانه درس بخوانند در سنوات گذشته ما مدارس بزرگسالان، آموزش از راه دور و داوطلب آزاد و شیوه‌های مختلف و متنوعی را در دوره دوم متوسطه در نظر گرفتیم که دانش آموز در هر جای کشور امکان ادامه تحصیل داشته باشند. یا حتی در بدترین شرایط اگر در یک منطقه‌ای تعدادی دانش آموزان به زیر حدنصاب برسد یعنی حتی اگر چهار پنج نفر باشند، آموزش و پرورش با افتخار اعلام می‌کند که در سنوات گذشته برای اینکه بچه‌ها از تحصیل محروم نشوند خیلی از این کلاس‌ها در مناطق دوردست علی‌رغم مشکلاتی که در ساماندهی انسانی دارند، تشکیل داده تا بتواند حداکثر بچه‌ها را جذب کند.

او در پاسخ به این سوال که ترک تحصیل در میان دانش آموزان دختر بیشتر است یا پسر گفت: در کل ترک تحصیل ۴.۲۳ در سال تحصیلی ۹۵-۹۶ بوده است و اگر دختران را بخواهیم حساب کنیم ۴.۱۷ بوده است. یعنی ترک تحصیل دختران به مراتب بیشتر از پسران است.

سلطانیان درباره علت اصلی ترک تحصیل دختران از مدارس گفت: شرایط متعددی داریم که موجب ترک تحصیل دختران می‌شود و این جزو چالش‌هایی است که ما با آن روبه رو هستیم. مثلا پراکندگی روستاها در کشور اثری که بر دانش آموزان دختر می‌گذارد بیشتر از دانش آموزان پسر است، زیرا دانش‌آموزان پسر به لحاظ فیزیکی این قدرت را دارد که بتواند برای تحصیل از یک روستا به روستای دیگر برود، اما دانش آموزان دختر بنا به دلایلی این امکان را ندارد و ما باید برایشان شرایط مناسب را فراهم کنیم.

او ادامه داد: بحث فقر فرهنگی نیز در بعضی از خانواده‌ها به خصوص مناطق مرزی و برخی استان‌های کشور از دلایلی است که باعث می‌شود ترک تحصیل دختران بیشتر از پسران باشد. بعضا به دلایل فرهنگی این باور در خانواده‌ها وجود ندارد که دانش آموزان دختر هم باید مثل دانش آموزان پسر ادامه تحصیل بدهند و معتقدند دخترانشان باید زودتر ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند یا حتی در برخی از مناطق محروم از فرزندان به عنوان نیروی کار استفاده می‌کنند. و در اینجا دختران آسیب‌پذیری بیشتری را نسبت به پسران دارند.

سلطانیان ادامه داد: ازدواج زودهنگام دختران در ادامه عدم اجازه همسرشان برای ادامه تحصیل نیز از دلایل ترک تحصیل دختران است. یا بعضا ما در بعضی از مناطق کشور به ندرت مشکل کمبود معلم زن داریم. در این میان با تایید حراست و تایید صلاحیت می‌توانیم از معلمان مرد که شرایط خوب و سن بالایی هم دارند در مدارس دخترانه استفاده کنیم. همین مساله در برخی از خانواده‌ها مانع از حضور دخترشان در مدرسه می‌شود. منعطف نبودن شیوه‌های آموزشی یا حتی ساعت درسی با توجه به ویژگی‌هایی که در مناطق مختلف کشور هست و... همه اینها می‌تواند عواملی باشد که ترک تحصیل دختران ما با این عدد رو به رو شود.

Sunday, June 24, 2018

گله تلخ دانش‌آموزان شین‌آبادی: بعد از ۶ سال می‌گویند خوب نمی‌شوید!

آسرین یکی از دانش‌آموزان حادثه‌دیده شین‌آبادی می‌گوید: روزی که جلسه کارگروه پزشکی‌مان برگزار شد، به ما گفتند؛ هیچ وقت به حالت نرمال خودتان برنمی‌گردید و به طور کامل خوب نمی‌شوید. این جواب است که بعد از 6 سال به ما می‌دهند؟

سال گذشته زمانی که دانش‌آموزان شین‌آبادی به خبرگزاری ایلنا دعوت شدند و از دغدغه‌های درمانشان گفتند؛ امیدشان برای درمان و اعزام به خارج از کشور بیشتر بود. آنها تصور می‌کردند، روزی این انتقادها از نحوه درمان و تحمل درد و رنج‌هایشان نتیجه خواهد داد. آنها دل خوش کرده بودند به وعده‌هایی که از تو خالی بودنش خبری نداشتند، شاید تا همین چند روز گذشته پیش از اینکه آب پاکی را روی دستانشان بریزند، امید داشتند برای درمان به خارج از کشور می‌روند و تا حدی به چهره اولیه خودشان باز می‌گردند. شاید هرگز تصور نمی‌کردند، به صراحت بشنوند، دیگر مثل روز اولشان نخواهند شد. روز سه‌شنبه 29 خرداد ماه جلسه کارگروه بررسی اعزام به خارج دانش‌آموزان شین آبادی تشکیل شد که نتیجه آن ادامه روند درمان در ایران بود. با معاون اجرایی معاونت درمان وزارت بهداشت، وکیل دانش‌آموزان شین‌آبادی و آسرین یکی از دانش‌آموزان حادثه‌دیده در این باره گفت‌وگو کردیم و نظرات آنها را جویا شدیم:


برخی نواحی سوخته شده هیچ وقت به روز اولش باز نمی‌گردد

طیب قدیمی، معاون اجرایی معاونت درمان وزارت بهداشت در پاسخ به این سوال که آیا تجهیزات مورد نیاز برای درمان دانش‌آمزان شین‌آبادی در داخل کشور فراهم است؟ گفت: با توجه به این که رشته من جراحی ترمیم وسوختگی است، باید بگویم که سوختگی عوارضی را به جا می‎گذارد که نیاز به درمان دراز مدت دارد، یعنی مثل سرماخوردگی و آپاندیس نیست که با یک مرحله درمان،‌ مشکل حل شود و از طرفی یک موضوع پیچیده و خاصی هم نیست که در کشور دیگری نیاز به درمان داشته باشد.

قدیمی با بیان اینکه اساتید مجربی برای درمان سوختگی در کشورمان داریم، توضیح داد: با توجه به اینکه در خاور میانه به خاطر شرایط منطقه سوختگی‌های زیادی اتفاق می‌افتد تجربه متخصصان سوختگی در این مناطق زیاد است. به خصوص ایران که در دوران دفاع مقدس با سوانحی که برای مصدومین پیش آمده و در ایران مداوا شدند، متخصصانی که تجربه درمان این‌ها را دارند از برجستگان دنیا هستند. پس در درجه اول عواض سوختگی زمان‌بر است و باید حتما یک تیم جراحی در مراحل متعدد بیمار را ارزیابی کند و بر اساس نیاز او را مورد مداخله جراحی و مداخلات غیرجراحی قرار دهد. در کشور ما این زمینه مهیاست و تا الان مداخلات جراحی مصدومان که 12 نفر هستند، بدون وقفه انجام شده است.

او با اشاره به تشکیل یک تیم مجرب پزشکی برای جراحی دانش‌آموزان شین آبادی گفت: یک تیم متشکل از اساتید سوختگی، ترمیمی، جراحی و جراح پلاستیک کشور که تجربه برجسته‌ای دارند، در هفته گذشته تک تک این 12 نفر که دچار سوختگی شده بودند را معاینه و روند درمانشان که تاکنون صورت گرفته را ارزیابی کردند. همچنین این که نیاز به درمان آن‌ها از این به بعد به چه صورت خواهد بود نیز مورد بررسی قرار گرفت. همه نیازهای درمانی دانش‌آموزان در داخل کشور امکان پذیر است و این تیم هم از عهده کار بر می‌آیند، اما در یک مرحله امکان پذیر نخواهد بود.

امیدواریم تجهیزات در صورت نیاز مهیا شود

معاون اجرایی معاونت درمان وزارت بهداشت در خصوص تهیه تجهیزات مورد نیاز جراحی بیان کرد: این کار تجهیزات خیلی ویژه، خاص و پیشرفته‌ای نمی‌خواهد. اگر در جراحی بیماران نیاز به مداخلات جراحی یا مداخلات غیرجراحی مثل لیزر باشد، در داخل ایران شدنی است. البته با حمایتی که سازمان برنامه‌ریزی انجام خواهد داد، عملی می‌شود و وزارت بهداشت هم که تاکنون پای کار بوده و در آینده هم حتما حمایت خواهد کرد. امیدواریم تجهیزات در صورت نیاز مهیا شود، اما بیشتر بیماران هم مداخلات جراحی ترمیمی می‌خواهند. این جراحی‎ها چند مرحله دارند که پشت سر هم باید انجام شوند و در ایران شدنی است و نیاز به اعزام هیچ جای دیگر دنیا نیست.

قدیمی ادامه داد: در کنکره‌ سوختگی که در اسفند ماه سال 96 به صورت بین‎المللی برگزار شد، چند نفر از اساتیدی که در اینجا مقالاتشان پذیرفته شده و به ایران دعوت شده بودند همه این دانش‌آموزان را معاینه کردند. تیم ما نیز هفته گذشته مجددا دانش آموزان را ارزیابی کردند، ما نتیجه ارزیابی اساتید دعوت شده به ایران و تیم خودمان را مقایسه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که واقعا از لحاظ درمان‌های ترمیمی و جراحی با هم هیچ تفاوتی ندارند، بنابراین ادامه درمان در ایران شدنی است و امیدواریم بشود این را پیگیری کرد و درمانشان مستمر باشد.

او درباره نقش لیزر در جراحی دانش‌‎آموزان گفت: لیزر جزو مداخلاتی است که کمک به بهبود روند زخم سوختگی می‎کند، این در کشور برای همه کسانی که دچار عارضه سوختگی هستند، امکان پذیر است. با حمایت‎های وزارت بهداشت طراحی‌های صورت خواهد گرفت تا درمان، نوع درمان کمکی، مقدار در نظر گرفته شده درمان و... به دانش آموزان ارائه شود. همچنین اینکه چند جلسه و چه چیزهایی نیاز هست، اساس علمی دارد و تیم تشکیل شده توانایی این را دارد و نیازی به امکانات ویژه‎تر و خاص‎تری نیست.

قدیمی در پاسخ به این سوال که اگر به گفته شما نیازی به تجهیزات خاصی نیست، چرا رییس تیم جراحی دانش‌آموزان تهیه تجهیزات برای ادامه درمان در ایران را ضروری می‌داند؟ گفت: این چند سال، همه کارها انجام شده است، بیماری که سوختگی اطراف چشم، فک و دهان یا گردن داشته، اگر درمان نشود مثل همه سوختگی‎های دیگر می‎تواند محدودیت‌های حرکتی ایجاد کند. مثل اینکه دهان خوب باز نشود، دست خوب کار نکند یا حتی چشم خوب بسته نشود. در کل از نظر عملکردی آن مقداری که به لحاظ جراحی امکان پذیر است برایشان انجام شده است.

وقتی دو انگشت دچار سوختگی شدید شده، کسی نمی‎تواند معجزه کند

او درباره اینکه آیا در حال حاضر دانش آموزان مشکلی به لحاظ بینایی، عضلانی و حرکتی دارند؟ گفت: وقتی طی حادثه‌‎ای دو بند انگشت دست دچار سوختگی شدید شده است و دیگر قابل احیا نیست آن مشکل باقی می‎ماند در این جا کسی نمی‎تواند معجزه کند. وقتی از سه بند انگشت یکی از آن‌ها از بین رفته است، نمی‎توان به وسیله جراحی کاری برای آن کرد البته با طراحی پروتز امکان پذیر است که تیم باید تشخیص دهد. در کل آن مقداری که به طور کامل سوخته قابل احیا نیست اما برای آن مقدار دیگر اگر مداخلات به درستی انجام نشود می‎تواند اختلالات حرکتی ایجاد کند. درمان بر اساس تجارب علمی مورد نیاز و تا جایی که امکانپذیر بوده انجام شده است. به هر حال تصمیم بر آن شد که به موقع و حسب نیاز بیماران معاینه و ویزیت شوند تا به الان هم هر وقت که دانش آموزان به بیمارستان حضرت فاطمه مراجعه کردند، خدمت رسانی شده است و قطعا همه تلاش می‌کنند که بهتر از این هم باشد.ضمن اینکه نماینده سازمان برنامه هم در آن جلسه بود و قول داد که تعامل و پیگیری کنند.

او در پاسخ به این سوال که آیا همه روند درمان وجراحی‌ها در بیمارستان حضرت فاطمه صورت می‌گیرد یا بیمارستان دیگر هم کمک می کند؟ گفت: بیمارستان دیگر هم می‌شود، اما در بیمارستان حضرت فاطمه قابل انجام است، چون آن اساتیدی که در تیم حضور دارند همه اساتید این بیمارستان هستند و هر کدامشان حداقل بیش از سی سال تجربه مداوای بیماران مصدوم و حادثه دیده به خصوص سوختگی را دارند.

قدیمی ادامه داد: همه این اساتید دانش آموزان را مورد معاینه قرار می‎دهند و آن نیازهای جراحی و ترمیمی‎شان را انجام می‎دهند و اگر غیر از جراحی هم کاری نیاز باشد وزارت بهداشت دریغ نخواهد کرد، مثل لیزر و پروتز انگشت این کارها امکان پذیر است و برایشان انجام خواهد شد، اما برخی نواحی سوخته شده به خاطر عوارض ایجاد شده، هیچ وقت به روز اولش باز نمی‌گردد.

او در پاسخ به این سوال که با توجه به تمایل دانش‌آموزان شین‌آبادی برای ادامه درمان در خارج از کشور آیا هیچ امکانی نبود تا آنها به کشور دیگری اعزام شوند تا روند درمانشان سریع‎تر انجام شود؟گفت: من و شما هم خواسته‎های زیادی داریم، اما اگر داخل کشور امکان پذیر باشد، باید در داخل انجام شود. وزیر آموزش و پرورش هم نظرش این است اگر در کشور امکان پذیر نباشد؛ از امکانات دیگر باید استفاده کرد، ولی تیمی که در نظر گرفته‎ایم یک تیم علمی با حضور اساتید این رشته است. من در آن جلسه به عنوان نماینده وزارتخانه و هم به عنوان جراح ترمیمی شرکت کردم، اما اساتیدی که در آن جا حضور داشتند سال‌های سال است که تجربه دارند و طراحی درمان دانش‎آموزان را پیش‌بینی کردند و امیدوارم در کشور امکان پذیر باشد.

معاون اجرایی معاونت درمان وزارت بهداشت گفت: امیدواریم در کشورمان فرهنگ استفاده از منابع انرژی به حدی برسد، که مصدومان سوختگی در کشور به حداقل برسند. این فرهنگ‎سازی تا حدی صورت گرفته است، ولی هنوز با نقطه ایده آل فاصله زیادی داریم و باید در همه نقاط کشور به مردم آموزش هایی در ارتباط با منابع انرژی داده شود تا قربانیان سوختگی به حداقل برسند. امیدواریم نهادهای فرهنگی و اجتماعی کمک کنند و از این طریق به کمک جراحان ترمیم سوختگی بیایند تا هر روز آمار سوختگی در کشور کاهش یابد.

عدم پایبندی دولت به تعهداتش در قبال اعزام دانش‌آموزان شین‌آبادی به خارج کشور

احمدی‌نیاز، وکیل دانش‌آموزان شین‌آبادی در واکنش به تصمیم نهایی کمیسیون مبنی بر ادامه درمان دانش‌آموزان شین‌آبادی و همچنین اظهارات معاون اجرایی معاونت وزارت بهداشت در خصوص اینکه همه تجهیزات برای عمل دانش‌آموزان در ایران مهیا است گفت: ‌برای درمان یک سری تجهیزات لازم است که باید تهیه شود تا بچه‌ها درمان شوند، اما تجهیزاتی موجود نیست. متاسفانه چند عامل موجب پایمال شدن حقوق دختران شین‌آباد شده است که مهمترین آن خلف وعده‌های مسئولان، بوروکراسی اداری و عدم پایبندی مسئولان به تعهداتی است که در این زمینه داده‎اند.

او ادامه داد: زمانی که وزیر بهداشت قبل از نوروز با ما جلسه داشت اعلام کرد که کودکان برای درمان باید به خارج از کشور بروند. یکی از پزشکان بچه‌ها هم در حضور والدین آنها به خود اینجاب گفت، من چون مقام وزارتخانه هستم، نمی‌توانم این را اعلام کنم اما این بچه‌ها لاجرم بایستی برای درمان به خارج از کشور اعزام شوند. من هم آن روز در کمیسیون حضور پیدا کردم و بحث میان بنده و اعضای کمیسیون ایجاد شد، چرا که برخی از اعضای کمیسیون می‌گفتند، هزینه‌ای که در خارج از کشور برای بچه‌ها صرف می‌شود، در همین جا صرف شود.

فاقد تجهیزات کافی و لازم برای درمان بچه‌ها هستیم

احمدی نیاز اضافه کرد: به گفته برخی مسئولان، ایران فاقد تجهیزات کافی و لازم در این زمینه است و توان درمان بچه‌ها وجود ندارد. مسئولان کمیسیون و پزشکان حاضر در جلسه به خود بنده به عنوان وکیل بچه‌ها اعلام کردند که امکان دارد تا 15 سال دیگر روند درمان پیش برود و این یعنی مصیبت و تداوم درد و رنج برای آنها. لذا ما به جای اینکه بیاییم تجارب دولت‌های توسعه یافته مثل آمریکا و آلمان را در حوزه درمان این بچه‌ها داشته باشیم و برای کمک به روند و تسریع درمان آن‌ها را به خارج اعزام کنیم، مانع اعزامشان می‌شویم.

او در خصوص وعده وزیر بهداشت برای اعزام دانش آموزان شین آباد به خارج از کشور توضیح داد: وزیر بهداشت قبل از نوروز اعلام کرد؛ اگر دولت پول نداشت، من خودم با هزینه شخصی‌ام بچه‌ها را به خارج اعزام می‌کنم. آقای قدیمی گفته‌اند، تجهیزات برای درمان بچه‌ها داریم در صورتی که فاقد این تجهیزات هستند، حتی رییس تیم جراحی دانش‌آموزان دکتر فاطمی هم به صراحت اعلام کرده بودند؛ ما فاقد این تجهیزات هستیم. در حال حاضر اگر بخواهند این تجهیزات را خریداری کنند، به نظر می‌آید؛ به خاطر تحریم‌ها امکان انتقال به داخل کشور سخت باشد. دود تمام این بوروکراسی اداری و خلف وعده‌ها و عدم پایبندی به ادعاها در چشم بچه‌ها می‌رود.

وکیل دانش‌آموزان شین‌آبادی ادامه داد: دخترهایی که الان اوج بلوغ، شادی و خنده‌شان است، دنبال درمان هستند. من به عنوان وکیل این کودکان به شدت معترض تصمیم کمیسیون هستم، ما اعتراض داریم و این را نقض تعهدات می‌دانیم و تصمیم کمیسیون خلاف واقع محسوب می‌شود.

وضعیت دانش‌آموزان شین‌آبادی مایه شرمساری است

او ادامه داد: این تصمیم حاصل بوروکراسی اداری، عدم تعهد به وعده‌ها، عدم مسئولیت‌پذیری است. دانش آموزان موش آزمایشگاهی نیستند و باید مسئولان اجازه دهند ما از تجارب کشورهای دیگر بهره‌مند باشیم. وضعیت بچه‌های شین آباد مایه شرمساری است.

هنوز نتیجه جلسه کارگروه، رسانه‌ای نشده بود که هفته گذشته دانش‌آموزان شین آباد در یک دیدار اتفاقی و کوتاه در باشگاه فرهنگیان با ناراحتی به خبرنگار ایلنا گفتند: فعلا هیچ نتیجه‌ای از جلسه را به ما اعلام نکرده‌اند و بعید می‌دانیم که ما را به خارج از کشور بفرستند.

در آن زمان دانش‌آموزان از این که به طور قطع قرار نیست به خارج از کشور بروند، هیچ اطلاعی نداشتند و ته مانده‌ای از امید در وجوشان بود، اما حالا بعد از شنیدن خبر قطعی عدم اعزام آن‌ها به خارج از کشور به شدت ناراحت شده‌اند. دانش‌آموزی که گردنش به علت عفونت حاصل از جراحی‌ها پانسمان شده بود، گفت: زخم‌ها کماکان دچار عفونت می‌شوند و مشکلاتمان هنوز مرتفع نشده است، اما هنوز نمی‎دانیم نتیجه جلسه چیست و امیدواریم بتوانیم برای ادامه درمان به خارج از کشور برویم، خودمان دوست داریم برای درمان به آنجا برویم.

از روند درمان راضی نیستم/ ما را به خارج از کشور بفرستند

آسرین، یکی از دانش‌آموزان حادثه‌دیده شین‌آبادی در خصوص نتایج تصمیمات نهایی برای درمان آنها گفت: ما حدود 6 سال است که در بیمارستان حضرت فاطمه زهرا (س) عمل می‌شویم، ولی هیچ تغییر آنچنانی‌‌ای نکرده‌ایم. دلیلش هم این است که گرچه پزشکانمان خوب هستند، ولی امکانات ندارند. همچنین بیمارستانمان دولتی است و دستیاران ما را عمل می‌کنند. به طور کلی امکانات خوبی وجود ندارد و ما از درمانمان راضی نیستیم. روزی که جلسه کارگروه برگزار شد به ما گفتند هیچ وقت به حالت نرمال خودتان برنمی‌گردید و به طور کامل خوب نمی‌شوید. این جواب است که بعد از 6 سال به ما می‌دهند؟

آسرین گفت: هیچ امکاناتی ندارند، به طور مثال برای ما تی‌شو آورده‌اند که بعد از دو ماه کلا عفونی می‌شود و پوست را کاملا پاره می‌کند. ما اگر امکانات داشتیم الان وضعیت ما این نبود.

موش آزمایشگاهی شده‌ایم

دانش‌آموز شین‌آبادی با انتقاد از خلف وعده وزیر بهداشت گفت: یکی دو سال گذشته وزیر بهداشت و همه به ما قول دادند که برای ما تجهیزات بیاورند، ما هم به حرف آن‌ها احترام گذاشتیم و صبر کردیم تا آن‎ها امکانات را فراهم کنند و شاید در کشور خودمان درمان شویم، ولی هیچ امکاناتی نیاوردند. وقتی به دیدن وزیر بهداشت رفتیم او قول داد، ما را به خارج از کشور می‌برد ولی اینطور نشد و مسوولان به هیچ‌کدام از قول‌هایشان عمل نکردند.

آسرین با خطاب قرار دادن قائم مقام معاون اجرایی معاونت وزارت بهداشت گفت: اگر دختر دکتر قدیمی مثل ما هم بود، آیا او راضی می‌شد در ایران با این تجهیزات عمل شود. ما اصلا از امکانات، روند درمان و بیمارستان راضی نیستیم. روی هم رفته 360 مرتبه عمل شده‌ایم، ولی هیچ نتیجه خاصی نگرفته‌ایم. مثل موش آزمایشگاهی شده‌ایم.

او افزود: پدر و مادرم فقط خوب شدن مرا می‌خواهند و برایشان فرقی ندارد که در ایران باشد یا در خارج از کشور. هیچ کس نمی‌تواند ما را درک کند، ما 6 سال است که در عذاب هستیم. 6 سال است؛ از همه چیز محرومیم و نمی‌توانیم خوب وارد جامعه شویم و به چیزهایی که علاقه داریم برسیم. مثلا به ورزش‌هایی که علاقه داریم به خاطر دست‌هایمان نمی‌توانیم بازی کنیم.

آسرین با اعلام پیغام خود به وزیر بهداشت و مسئولان امر گفت: پیغام من به وزیر بهداشت و آقای قدیمی این است که روند درمان ما بهتر پیش برود و ما را به خارج از کشور بفرستند. نمی‌دانم چرا نمی‌فرستند دوست دارم دلیل اصلی آن را بدانم که چرا این کار را نمی‌کنند، حتما می‌خواهم این بار این سوال را از آنها بپرسم که چرا ما را به خارج نمی‌فرستند؟

Monday, June 18, 2018

رئیس مرکز اورژانس اجتماعی نواب شهر تهران؛ تعداد کودک‌آزاری‌ها افزایش نیافته بلکه نگرش‌ها به این موضوع عوض شده

علی اصغر یوسف‌زاده رئیس مرکز اورژانس اجتماعی نواب شهر تهران عنوان کرد که تعداد کودک‌آزاری‌ افزایش نیافته بلکه نگرش‌ها به این موضوع عوض شده است، همچنین تعداد تماس‌های مردم با اورژانس اجتماعی پس از رسانه‌ای شدن تعدادی از کودک‌آزاری‌ها افزایش یافته است.
به گزارش خبرگزاری کودک و نوجوان ، علی اصغر یوسف‌زاده، رئیس مرکز اورژانس اجتماعی نواب شهر تهران  به این سؤال مهم پاسخ داد که آیا رسانه‌ای شدن کودک آزاری‌ها موجب هوشیاری و آگاهی بیشتر مردم در این خصوص شده و موجب شده مردم کودک آزاری را بیشتر گزارش کنند یا خیر؟ گفت: تأثیرات این اتفاقات و انعکاس این رخ‌دادها در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها کاملاً در حجم تلفن‌های ما مشخص است.

وی تشریح کرد: عده‌ای تماس می‌گیرند و سؤال می‌کنند که چگونه می‌توانند از این خدمات استفاده کنند و عده‌ای هم در خصوص انتقال اطلاعات در خصوص فردی که در حال آسیب دیدن است تماس می‌گیرند. مسئله مهم این است که ما شاهد تغییر نگرش مردم در زمینه کودک آزاری هستیم. اگر یک دهه قبل کودکی در مدرسه توسط معلمش تنبیه می‌شد، انعکاس خبری زیادی نداشت و حتی عادی تلقی می‌شد. اما این تغییر نگرش موجب شده دغدغه خانواده‌ها در این حوزه بالا برود.
یوسف‌زاده ادامه داد: اگر به سه دهه قبل برگردیم خانواده‌ها تعداد فرزندان بیشتری داشتند و به برخی اتفاقات بی‌تفاوت بوده و فکر می‌کردند که اتفاق مهمی نیست اما همان اتفاقات امروز نامش کودک آزاری است و برای خانواده‌ها و مردم هم بسیار مهم تلقی می‌شود؛ امروز هیچ معلمی اجازه تنبیه فیزیکی دانش آموز را ندارد چرا که این کار کودک‌آزاری است و اگر به ما گزارش کنند حتماً اقدام می‌کنیم. از سوی دیگر در گذشته شبکه‌های اجتماعی وجود نداشت و امکان انعکاس این مسائل هم نبود.

وی از تأثیر دو سویه انعکاس کودک‌آزاری‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی سخن گفت و عنوان کرد: این مسئله دغدغه خانواده‌ها را افزایش داده و از سوی دیگر برای خانواده‌های استرس ایجاد کرده که خارج از محیط منزل سلامت اجتماعی در چه شرایطی قرار دارد. 

آمار کودک آزاری تغییر نکرده نگاه به کودک آزاری عوض شده است
رئیس مرکز اورژانس اجتماعی نواب شهر تهران که پایگاه مادر ۱۲۳ شهر تهران است تصریح کرد: این اعتقاد را ندارم که آمار کودک آزاری زیاد یا کم شده است به نظر من نگاه به کودک آزاری متفاوت شده و این تفاوت نگاه موجب شده گزارش‌های بیشتری داشته باشیم. از سوی دیگر امروز به دلیل داشتن مرجعی به نام اورژانس اجتماعی امکان شناسایی این موارد نسبت به سه دهه قبل بسیار بیشتر است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا با توجه به افزایش حساسیت‌ها و تماس‌ها آیا نیاز به افزایش تعداد کارشناسان اورژانس اجتماعی وجود دارد؟ گفت: امکانات ما در خط ۱۲۳ به صورت ۲۴ ساعته آماده است و در سطح شهر تهران شش پایگاه داریم که در حال افزایش است. امروز دغدغه اصلی ما در اورژانس اجتماعی بحث سلامت کودکان است و نسبت به این مسئله بسیار حساس هستیم و با اولین گزارش همکاران ما اعزام و مورد را بررسی و اقدام می‌کنند. البته مسئله خودکشی را هم در دستور کار خود داریم.
باید هیجان جامعه در مورد کودک‌آزاری گرفته شود
یوسف‌زاده با تأکید بر اینکه باید به مردم اطلاع رسانی شود که در خصوص کودک آزاری چیزی به عنوان افزایش آمار نداریم و این هیجان از جامعه گرفته شود. مسئله این است که نوع نگاه ما به کودکان و رفتار با کودکان تغییر کرده است. امروز کسی الفاظ رکیک در مورد کودک خودش به کار ببرد می‌شود کودک آزار. این دلهره و اضطراب باید از جامعه گرفته شود و این دلگرمی را به جامعه بدهیم که حضور مأموران اورژانس اجتماعی شرایط را بسیار بهتر کرده است و رسانه‌ها هم اکنون باید التهاب را از جامعه بگیرند.
با آرامش تمام اطلاعات مربوط به کودک‌آزاری را به ۱۲۳ اطلاع دهید

وی از مردم خواست با آرامش تمام اطلاعات را به اورژانس اجتماعی برسانند و اعلام کرد: ما به صورت تخصصی با حفظ اطلاعات خصوصی ورود پیدا کرده و با کمترین حاشیه موضوع را مدیریت می‌کنیم. اعتقاد ما جایگزینی مداخلات اجتماعی ـ روانی به جای مداخلات پلیسی و قضایی است، مگر مواردی که ببینیم فرد ممکن است باز هم آسیب ببیند و یا فرد خاطی دیگر در چارچوب روابط اجتماعی سالم نگنجد آنوقت است که از ابزار پلیسی و قضایی استفاده می‌کنیم که آمار این مسئله هم پایین است.
رئیس مرکز اورژانس اجتماعی نواب شهر تهران در ادامه سخنان خود به تشریح چهار وظیفه اورژانس اجتماعی پرداخت و اظهار کرد: یکی از خدمات ما خط تلفن ۱۲۳ است که این امکان را فراهم می‌کند همه افرادی که در معرض آسیب هستند یا می‌بینند که فردی آسیب می‌بیند با کارشناسان ما که از بهترین و خبره‌ترین افراد آموزش دیده هستند تماس بگیرند. این خط به صورت ۲۴ ساعته در خدمت مردم است.
وی افزود: بعد از اطلاع رسانی به همکاران ما در خط ۱۲۳ و تشخیص کارشناس مبنی بر اورژانسی بودن آسیب یا در معرض آسیب بودن کودک، خانم، معلول، فرد مسن، احتمال خودکشی و … به سرعت به خدمات سیار اطلاع داده شده و ون‌های اورژانس اجتماعی با حضور یک راننده آموزش دیده، یک مددکار و یک روانشناس و امکانات خاصی که برای ساماندهی این افراد دیده شده به محل اعزام می‌شوند.

یوسف‌زاده ادامه داد: این کارشناسان وقتی به محل اعزام می‌شوند متناسب با شرایط اتفاق نسبت به ساماندهی فرد در معرض آسیب یا آسیب دیده اقدام می‌کنند. اگر شرایط برای ادامه زندگی بهینه باشد با یک مشاوره در محل امنیت را برای فرد فراهم می‌کنند اما اگر شرایط مناسب نباشد و امکان آسیب مجدد وجود داشته باشد، نسبت به انتقال کودک، دختر، زن و فرد در معرض آسیب با دریافت حکم قضایی اقدام می‌شود.
وی در پایان گفت: اولین جایی که این افراد وارد می‌شوند مراکز مداخله است که در مراکز اورژانس تعریف شده است و در یک مدت کوتاه متناسب با مشکل فرد نسبت به ساماندهی وی اقدام می‌شود و چهارمین خدمت ما هم بحث سکونتگاه‌های غیر رسمی است که به مدیریت آسیب‌های اجتماعی و پیشگیری و درمان این آسیب‌ها توسط مؤسسات و خیریه‌هایی که زیر نظر سازمان بهزیستی هستند اقدام می‌شود. این سکونتگاه‌های غیر رسمی در قالب پایگاه خدمات اجتماعی فعالیت می‌کنند.

Friday, June 15, 2018

مقایسه‌ای تلخ، اما واقعی؛ دستشویی‌های نداشته ی مدارس و دستشویی‌های چند صد میلیونی مجلس!

۲۴ خرداد ۱۳۹۷
به تازگی وزیر آموزش و پرورش کشور در نشست ستاد عالی تشکیلاتی گسترش و ارتقای فعالیت‌های تربیت بدنی به بیان برخی از مشکلات موجود در مدارس کشور پرداخت و در میان همه سخنان، بر نبود امکانات اولیه مثل دستشویی در مدارس کشور نیز تأکید کرد؛ تأکیدی که البته با توضیحات عجیب و غریب دیگری تکمیل شد تا در ذهن بسیاری با ماجرای اخیر مجلس سنجاق شود.
به گزارش «تابناک»؛ یکی از واقعیت‌های انکارناشدنی در بسیاری از فضا‌های آموزشی کشور و به ویژه مناطق محروم کشور، نبود امکانات اولیه در این فضاهاست که کار آموزش و پرورش را با دشواری‌های چندانی مواجه می‌کند؛ امکاناتی مثل زمین ورزش، آزمایشگاه، کتابخانه، ابزار آموزشی و... که نبود هر یک در مدارس کشور عجیب و غیر قابل پذیرش است.


البته نبود چنین امکاناتی در مدارس کشور به ویژه در مناطق محروم، موضوع جداگانه‌ای است که نباید آن را با نبود محیط آموزشی کامل و مستقل در بسیاری از مناطق دیگر کشور اشتباه گرفت، چون در شرایطی که از نبود امکانات جانبی در برخی مدارس سخن گفته می‌شود، هنوز مناطقی از کشور هستند که حتی مدرسه استاندارد و ایده آل نیز در آن نیست.

بازدید میدانی خبرنگار «تابناک»، در سال تحصیلی گذشته از کیفیت آموزش و زیرساخت‌های آن در شهرستان رودبار جنوب و به ویژه دهستان زهکلوت این شهرستان که در گزارش‌های جداگانه‌ای از نظر خوانندگان گذشت، نشان داد که در این منطقه از کشور و قطعاً مناطق فراوان دیگر کشور فضا‌های آموزشی استاندارد به یکی از نیاز‌های اصلی مردم محلی تبدیل شده است.. اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید.



در شهرستانی که از آن سخن به میان آمد، بسیاری از مدارس به شکل کپری و فاقد استاندارد‌ها و زیرساخت‌های مورد قبول مشغول به فعالیت هستند و در بسیاری دیگر از مناطق نیز که امکانات آموزشی و زیرساخت‌های مناسب وجود دارد، موضوع دستشویی و سرویس‌های بهداشتی به یکی از نقص‌های بزرگ این مدارس بدل شده است.

جدا از روایت مذکور که حاصل مشاهدات عینی نویسنده این مطلب است، در سال‌های گذشته رسانه‌های فراوان دیگری نیز با اشاره به مشکلات زیر ساختی در محیط‌های آموزشی کشور از نبود امکانات ضروری مثل سرویس‌های بهداشتی در برخی مدارس کشور گلایه کرده اند.

اما شاید هیچ یک از این روایات، مستندتر و اطمینان بخش‌تر از روایت شخص اول آموزش و پرورش کشور در شرایط کنونی که مؤید همه گزارش‌های پیشین است، نباشد.

سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش اخیراً در نشست ستاد عالی تشکیلاتی گسترش و ارتقای فعالیت‌های تربیت بدنی به بیان برخی از مشکلات موجود در مدارس کشور پرداخت و در بخشی از سخنان خود، با اشاره به کمبود امکانات زیر ساختی در برخی مدارس کشور گفت: بازدیدی از یک مدرسه داشتیم که متأسفانه سرویس بهداشتی نداشت. با این حال در مجاورت مدرسه، ساختمانی با امکانات بهداشتی وجود داشت، [خب؛ چه از این بهتر]چرا نباید این امکانات در اختیار دانش آموزان قرار بگیرد؟!

وقتی وزیر از سویی وجود مشکلات اینچنینی را در مدارس کشور تأیید می‌کند و برای آن راهکار دم دستی (استفاده از سرویس بهداشتی ساختمان‌های مجاور) ارائه می‌کند، حاضرین جلسه به شدت متعجب می‌شوند، چرا که آن‌ها می‌گویند ما منتظر بودیم وزیر آموزش و پرورش بودجه‌ای را برای تجهیز مدارس روستایی تخصیص دهد یا اینکه فرد خاصی را برای رسیدگی به این مشکلات تعیین نماید، اما وقتی پیشنهاد ایشان را شنیدیم تعجب کردیم. مگر می‌شود برای مدرسه‌ای دستشویی نسازیم و بگوییم دانش‌آموزان از دستشویی ساختمان‌های مجاور استفاده کنند؟

جدا از اشکالات زیرساختی فراوان مدارس کشور که در این مجال فرصت پرداختن به همه آن‌ها نیست، تا اینجای کار دو واقعیت در مورد بسیاری از مناطق محروم کشور تأیید می‌شود: نخست اینکه مدارسی در کشور وجود دارد که به رغم فعال بودن و حضور دانش آموز در آن‌ها از وجود سرویس بهداشتی محروم هستند و دیگر آنکه وزارت آموزش و پرورش و به طور کلی ساختار مدیریتی کشور آنقدر در حل این بحران کوچک عاجز است که شخص وزیر چاره کار را استفاده از دستشویی‌های قرضی که در ساختمان‌های مجاور فعال هستند، می‌داند.

این، اما همه ماجرا نیست. با توجه به رسانه‌ای شدن موضوع نوسازی سرویس‌های بهداشتی مجلس شورای اسلامی ـ که اخیراً از قول دکتر کامران، نماینده اصفهان به خبرنگار «تابناک»، گفته شد ـ می‌توان تلخی و دردناکی ماجرای نبود سرویس بهداشتی در مدارس کشور را بیشتر درک کرد.

کامران به تازگی در رابطه با هزینه‌های نوسازی دستشویی‌هایی مجلس شورای اسلامی به خبرنگار پارلمانی «تابناک»، گفت: شما به دفتر من بیایید و اسناد و مدارک را ببینید. مجلس ما آنقدر ریخت و پاش دارد که به مستراح هم بند کرده است؛ خرج تعمیر یک دستشویی در مجلس ۲۶ میلیون تومان شده است. اگر عکسی از آن می‌گرفتید، می‌دیدید که دستشویی قبلی سنگ مرمر و کاشی‌های مرتب داشت، اما مجلس یک دفعه تصمیم گرفت آن را تعمیر کند. دستشویی‌های سالم را خراب کردند و دستشویی جدید ساختند. مجلس هفت طبقه و در هر طبقه دو دستشویی که روی هم رفته و با حساب سرانگشتی برای هر دستشویی ۲۶ میلیون هزینه کرده اند که سرجمع آن‌ها می‌شود چیزی حدود ۳۰۰ میلیون تومان که خارج از مناقصه به افراد واگذار شده تا ساخته شود.

ماجرا خیلی شفاف و روشن است، اکنون بنا بر شواهد فراوان از جمله نقل قول صریح وزیر آموزش و پرورش کشور، بسیاری از مدارس فعال کشور از وجود یک سرویس بهداشتی سالم و قابل استفاده بی بهره هستند و این مشکل برای مسئولان آنقدر غیر قابل حل است که شخص وزیر آموزش و پرورش کشور چاره را در استفاده از دستشویی‌های ساختمان‌های مجاور مدارس می‌بیند و از سویی بنا به نقل قول صریح یکی از نمایندگان با سابقه مجلس شورای اسلامی، در مجلس برای نوسازی سرویس‌های بهداشتی سالم دوباره چند صد میلیون بودجه هزینه می‌شود.

شاید بسیاری تصور کنند که این قیاس درست نیست و به دلیل تفاوت بودجه دو نهاد نمی‌توان آن دو را در این مورد به خصوص با هم مقایسه کرد. شاید عده‌ای نیز معتقد باشند آموزش و پرورش کشور خود یکی از نهاد‌های دارای منابع بودجه‌ای فراوان است که نبود سرویس بهداشتی در مدارسش، ناشی از یک ضعف مدیریتی است، اما به هر حال هیچ یک از این دو دلیل نمی‌تواند ریخت و پاش‌های مسئولان کشوری را انکار کند؛ ریخت و پاش‌هایی که چه بسا در رأس وزارت آموزش و پرورش نیز وجود دارد و هزینه‌های متوجه دانش آموزان کشور می‌شود.

Wednesday, June 13, 2018

شرایط واگذاری کودکان معتاد به مراکز شبه‌ خانواده

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور از فعالیت ۶ مرکز اقامتی میان مدت برای کودکان معتاد درمان‌شده بدسرپرست یا بی‌سرپرست در سراسر کشور خبر داد.
به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، فاطمه عباسی با بیان اینکه ۶ مرکز اقامتی میان مدت برای اقامت کودکان معتاد درمان‌ شده در ۵ استان مشغول به کار هستند، گفت: از میان این ۶ مرکز، دو مرکز در تهران فعال‌اند. مسالهای که وجود دارد این است که درمان کودکان معتاد زیر ١٨ سال باید حتما در بیمارستان انجام شود و آنها در بیمارستان سم زدایی شوند.


او با اشاره به روند درمان کودکان معتاد گفت: اگر این کودکان بعد از سمزدایی خانواده‌ای داشته باشند به خانواده‌شان برگردانده‌ می‌شوند؛ اما در غیر این صورت اگر خانواده‌شان معتاد بوده و به لحاظ مالی نیز ضعیف باشد، سازمان بهزیستی یارانه‌ای را به آنها پرداخت می‌کند تا پدر یا مادر معتاد آنها نیز درمان شوند.

رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور با اشاره به برنامه بهزیستی برای نگهداری از کودکان معتاد بی‌سرپرست و یا بدسرپرست، تصریح کرد: اگر کودک بی‌سرپرست یا بدسرپرست باشد وارد مراکز بهزیستی می‌شود. به عبارت دیگر بعد از فرایند سم زدایی و گذشت مدت کوتاهی از اقامت کودکان در مراکز اقامتی میان مدت، آنها به مراکز شبه خانواده منتقل می‌شوند.

استفاده غیرقانونی از کودکان در محیط‌های ناایمن/اعلام شرکت‌های متخلف

مهر نوشت: سرپرست دفتر امور آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اینکه از کودکان کار در محیطهای غیر ایمن و بهداشتی استفاده می شود، گفت: لیست شرکتهای تفکیک زباله متخلف اعلام شده است.

احمدرضا پرنده با بیان این مطلب گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد در یکسری از مشاغل در حال حاضر از افرادی که سن آنها زیر سن قانونی کار است استفاده می‌شود که یکی از آنها زباله‌گردی و تفکیک زباله است.


او گفت: طبق ماده ۷۹ قانون کارجمهوری اسلامی ایران به کارگیری افراد زیر ۱۵ سال ممنوعیت قانونی دارد و همچنین طبق ماده ۸۰ این قانون افرادی که بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن دارد کارگر نوجوان محسوب می شوند که آنها نباید در مشاغل سخت کار کنند و زباله گردی نیز جز مشاغل سخت است.

او ادامه داد: در این راستا چهارمین نشست کارگروه بررسی وضعیت زباله گردی کودکان همزمان با ۱۲ ژوئن که به عنوان روز جهانی مبارزه با کار کودک نام گذاری شده است، با محوریت دفتر آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با حضور جمعی از مدیران و نمایندگان سازمان های دولتی، سمن ها و موسسات مردم نهاد برگزار شد.

سرپرست دفتر امور آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: در این نشست مدیرکل بازرسی وزارت کار، مدیر کل دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک، نمایندگانی از وزارت کشور، مرکز سلامت محیط کار وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، ناجا، شهرداری، خدمات اجتماعی شهرداری تهران و اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران، اداره اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نمایندگان چندینNGO و سمن های مردم نهاد فعال در بخش حقوق کودک دعوت حضور داشتند.

ارائه لیست شرکت‌های تفکیک زباله که نباید از کودکان استفاده کنند

پرنده گفت: در این نشست لیست شرکت های پیمانکاری تفکیک زباله از شهرداری تهران گرفته و اعلام شد که آنها به هیچ عنوان نباید از کودکان به عنوان نیروی کار استفاده کنند. همچنین این لیست در اختیار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران و اداره بازرسی این وزارتخانه گذاشته شده تا بر شرایط ایمنی آنها نیز نظارت شود.

او تاکید کرد: شهرداری باید با پیمانکارانی قرارداد ببندد که صلاحیت آنها مورد تایید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی باشد و از شرکت هایی که صلاحیت ندارند استفاده نشود که در این صورت وزارت کار می تواند صلاحیت پیمانکاران را به راحتی باطل کند.

او با بیان اینکه مشاهده می شود کودکان کار برای افراد واسطی خدمت می کنند که این افراد اقدام به تفکیک زباله می کنند خاطر نشان کرد: پیگیری ها نشان می دهد که افرادی وجود دارند که این کودکان را از اطراف تهران برای جمع آوری زباله به تهران می آورند و پس از پایان کار می برند.

او ادامه داد: در این راستا ما از شهرداری به عنوان متولی جمع آوری و تفکیک زباله خواستیم مکانیسمی را داشته باشند که امکان دسترسی افراد به زباله به این راحتی نباشد و همچنین از نمایندگان نیروی انتظامی خواستیم اقدامات قانونی به عمل بیاورند.

سرپرست دفتر امور آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: گروهی از این کودکان زباله گرد نیز در اطراف تهران و در مکان‌هایی که در آن زباله دپو شده و برای تفکیک استفاده کنند و کودکان در شرایط کاملا غیر بهداشتی و غیر ایمن کار می کنند و که هم محل آسیب های اجتماعی برای آنهاست و همچنین در معرض انواع بیماری ها هستند.

تشکیل تیم مشترک برای نظارت از کارگاه‌های غیر بهداشتی کار کودکان

پرنده تاکید کرد: در صدد ایجاد تیم مشترکی از نمایندگان اداره کل بازرسی کار، شهرداری و وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، نمایندگان دادگستری، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی جهت بازدید از این کارگاه ها هستیم تا طبق قوانین مذکور با کارفرمایان متخلف برخورد شود.

او با بیان اینکه اطلاعات نشان می دهد حدود ۷۰ درصد کودکانی که در این کارگاه های فعالیت دارند تبعه خارجی هستند گفت: به همین منظور از وزارت کشور و اداره اتباع خارجی وزارتخانه درخواست کردیم در این خصوص همکاری و مشارکت جدی با ما داشته باشند.

سرپرست دفتر امور آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: کودکان کار ایرانی هم که در تفکیک زباله فعالیت دارند سه دسته هستند یک دسته کسانی هستند که بر اساس نیاز معیشتی و فقر وارد کار می شوند و نان آور خانواده هستند، گروه دوم گروهی هستند که به اجبار به کار گرفته می شوند و گروه سوم کودکانی هستند که در باندهایی تبهکار از آنها بهره کشی می شود که هر گروه راه حل های خاص خود را دارد.

او با تاکید بر اینکه امیدوارم با یک خرد جمعی و یک نوع همکاری بر اساس کار عملیاتی است تا بتوانیم به سهم خودمان خدمتی را ارائه کرده باشیم خاطر نشان کرد: یکی از اهداف دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی سازمان ها و نهادهای یاری رسان به کودکان است که با عزمی جدی در راستای این هدف حرکت خواهیم کرد.

Tuesday, June 12, 2018

اعلام میزان ابتلای کودکان کار به ایدز و اعتیاد

۱۳۹۷/۰۳/۲۲
الهام فخاری رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران با اشاره به تعداد کودکان کار و غیرممکن بودن تخمین آمار دقیق از آنان اظهار کرد “برخی از کارشناسان آمار کودکان کار ایران را بیش از ۳ میلیون نفر تخمین می‌زنند ضمن اینکه این رقم برای تهران ۲۰ هزار نفر برآورد شده است اما به دلیل اینکه هیچ کدام از کودکان کار هیچ ثبت هویتی ندارند آمار دقیقی نمی‌توان ارائه کرد”. فخاری گفت که “بنابر اعلام معاون وزیر بهداشت بر اساس مطالعه‌ای که درباره بروز و شیوه ایدز روی هزار کودک کار و خیابان در شهر تهران انجام شده است ۴.۵ درصد آنها به ایدز مبتلا بوده‌اند و در همین زمینه رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته است که ۴ تا ۵ درصد از کودکان کار خیابان به ایدز مبتلا هستند همچنین یک سوم کودکان مبتلا ۱۰ تا ۱۴ سال و دو سوم ۱۵ تا ۱۸ سال هستند و در کنار همه این مسائل نباید از آزار جنسی که این کودکان هر روز در معرض آنها قرار می‌گیرند غافل شویم و بیش از ۳۲ درصد از کودکان کار مورد آزار جسمی، روحی و جنسی قرار می‌گیرند”.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران میزان ابتلای کودکان کار به ایدز و اعتیاد آنها به مواد مخدر را اعلام کرد.

الهام فخاری در نطق پیش از دستور جلسه امروز شورای شهر تهران با اشاره به تعداد کودکان کار و غیرممکن بودن تخمین آمار دقیق از آنان اظهار کرد: “برخی از کارشناسان آمار کودکان کار ایران را بیش از ۳ میلیون نفر تخمین می‌زنند ضمن اینکه این رقم برای تهران ۲۰ هزار نفر برآورد شده است اما به دلیل اینکه هیچ کدام از کودکان کار هیچ ثبت هویتی ندارند آمار دقیقی نمی‌توان ارائه کرد”.

این در حالیست که بنا به گفته استاندار تنها ۴۰۰ هزار کودک کار در تهران شناسایی شده است و از سوی دیگر مدیر کل بهزیستی استان تهران اعلام کرد که آمار دقیقی از کودکان کار و خیابانی وجود ندارد و هم اکنون در مراکز بهزیستی ۳۸۰۰ کودک و در مراکز متعلق به شهرداری یک هزار کودک نگهداری می‌شوند.
وی ادامه داد: “اختصاص دو مقاوله نامه از ۸ مقاوله نامه سازمان جهانی کار به کار کودک (مقاوله‌نامه ۱۳۸ و ۱۳۲) تاکید بر ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۵ سال در ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ایران تاکید ماده ۸۴ قانون کار جمهوری اسلامی در شرایط کار نوجوانان و ارائه حمایت‌های ویژه به آنها، اشتغال به کار یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر کودک به عنوان کودک خانه‌دار، پیشگیری از افزایش صدمات جبران‌ناپذیر بر آینده فردی اجتماعی و اقتصادی کودکان به عنوان بزرگسالان فردا از دلایلی هستند که اهمیت و ضرورت توجه به کودکان کار را برای ما مشخص می‌کند”.

رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران گفت: “بیشترین آسیب متوجه دخترانی است که به عنوان کودک کار در خیابان کار می‌کنند. بنابراین ممکن است با طرح جمع‌آوری کودکان کار حتی تعداد ازدواج‌های زیر ۱۵ سال دختران به شکل تصاعدی افزایش یابد”.

فخاری ضمن اعلام نرخ ابتلای کودکان کار و خیابان به ایدز بیان کرد: “بنابر اعلام معاون وزیر بهداشت بر اساس مطالعه‌ای که درباره بروز و شیوه ایدز روی هزار کودک کار و خیابان در شهر تهران انجام شده است ۴.۵ درصد آنها به ایدز مبتلا بوده‌اند و در همین زمینه رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته است که ۴ تا ۵ درصد از کودکان کار خیابان به ایدز مبتلا هستند همچنین وی اعلام کرده است که یک سوم کودکان مبتلا ۱۰ تا ۱۴ سال و دو سوم ۱۵ تا ۱۸ سال هستند و در کنار همه این مسائل نباید از آزار جنسی که این کودکان هر روز در معرض آنها قرار می‌گیرند غافل شویم و بیش از ۳۲ درصد از کودکان کار مورد آزار جسمی، روحی و جنسی قرار می‌گیرند”.

وی بیان کرد: “مطالعه مصرف مواد در بین کودکان خیابانی نشان می‌دهد که حدود ۵ درصد از پسران دارای سابقه مصرف مواد بوده‌اند و همچنین این درصد در بین دختران نیز نزدیک به یک درصد است”.

وی با اعلام نرخ بیسوادی در کودکان کار بیان کرد: بر اساس مطالعات انجام شده، ۷۲ درصد از این کودکان بیسواد و کم‌سواد هستند یا در حد ابتدایی سواد دارند و ۱۷ درصد از کودکان کار و خیابانی در تهران اصلا مدرسه نرفته اند و این بیسوادی و کم سوادی در فرآیند زندگی این افراد تاثیر سوء دارد.

وی با اشاره به علت اصلی افزایش تعداد کودکان اظهار کرد: “۶۰ درصد از کودکان خیابانی نه به دلیل نابسامانی وضعیت خانواده بلکه به دلیل فقر اقتصادی یا بیکاری و اعتیاد و بدسرپرستی و ناآگاهی والدین راهی خیابان‌ها می‌شوند. رشد فقر در کودکان کار و خیابان از سال ۸۴ تا ۸۸ روند صعودی داشته است”.

Tuesday, June 5, 2018

زندانی شدن حدود ۶۰۰ کودک بی گناه به دلیل کمبود یک ابزار!

نه جرمی مرتکب شده‌اند و نه اساسا در سن و سالی هستند که اگر جرمی مرتکب شدند، روانه حبس شوند؛ اما با همه اینها، زندانی هستند. حکایت نزدیک 600 کودک در کشورمان که بی جرم و گناه، در حبس نفس می‌کشند و رشد و نمو می‌کنند!
به گزارش «تابناک»؛ از جمله معضلاتی که زندان‌های کشورمان با آن دست به گریبان هستند، ساکنانی خردسال است که «کودک زندانی» لقب دارند؛ کودکانی که فرزند مادران «زندانی» هستند، ولی به نوعی خودشان زندانی شده‌اند؛ حکایتی تلخ، اما متأسفانه واقعی.


درباره کودکانی سخن می‌گوییم که مادرشان مجرم و محبوس است و به دلیل بی سرپرست ماندن و سن کم، همراه مادر در زندان سکونت دارند. کودکانی که اگر به هفت سال برسند، تحویل بهزیستی خواهند شد و به صف محصلین خواهند پیوست اما تا آن سن چاره ای ندارند جز اینکه در زندان و در کنار مادرشان باشند.

موضوعی که نتیجه اجرای قوانین موجود است و البته سراسر منفی و اشکال‌دار هم نیست، به ویژه اگر به یاد آوریم دنیای بیرونِ زندان برای این دست کودکان اتفاق خوشایندی تدارک ندیده و علاوه بر آن، جدا کردن این خردسالان از مادرانشان، لطمات سنگینی به دنبال خواهد داشت. مواردی که علم به آنها هم موجب نمی‌شود حضور این کودکان در زندان را بلااشکال بدانیم.

برای روشن شدن ابعاد دیگر ماجرا، بد نیست به این موضوع اشاره کنیم که شمار زندانیان زن در کشورمان به نسبت مردان بسیار اندک است و تنها چند درصد کل زندانیان در کشورمان را زنان تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، آمارها حکایت از آن دارند که تنها نیمی از زنان زندانی متأهل هستند که از جمع ایشان، شمار کمتری مادرند.

زندانی شدن حدود ۶۰۰ کودک بی گناه به دلیل کمبود یک ابزار!
پیگیری هایی که سرانجام به اینجا می‌رسد که بدانیم از هر هفت زن زندانی متأهل، تنها یکی است که چاره ای جز بردن فرزندش به زندان ندارد. آماری کلی که بر اساس آن می‌توان نتیجه گرفت، حدود 600 کودک زندانی در زندان های نقاط مختلف کشورمان سکونت دارند؛ کودکانی که بی شک در معرض آسیب های فراوانی قرار دارند و آینده شان تحت الشعاع گذشته مادرشان است.

وضعیتی غیرقابل قبول که رفع آن از مدت ها پیش در دستور کار قرار گرفته، ولی هیچ تغییری نکرده است؛ شرایطی که راه های مختلفی برای دگرگون کردنش آزموده شده است، از جمله ساخت مهدهای کودک در زندان ها. ایده‌ای که اکنون نیز در دستور کار برخی مسئولان قرار دارد و در برخی شهرها در دست اجراست.

مهدهایی که نه در بیرون زندان ها و به دور از فضای حبس، که در گوشه ای از زندان بنا شده‌اند تا تنها حکم زندانِ خردسالان را داشته باشند، نه مهدهای کودکی؛ فضایی که برای نگهداری و پرورش کودکان مناسب نیست، زیرا بخش مهمی از شخصیت فرد در دوران کودکی شکل می‌گیرد و از این روی، قرار گرفتن کودکان در زندان آسیب های روحی و روانی زیادی را متوجه آنها کرده و آینده آنها را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اما چاره چیست؟ آیا می‌شود این کودکان را از مادرانشان جدا کرد؟ اگر شیرخواره بودند چه؟ قانون چه می‌گوید؟ این پرشسی است که کنکاش برای یافتن پاسخش به نتایج جالب توجهی می‌رسد. «حبس الکترونیکی» از جمله آن نتایج است که در قانون آیین دادرسی کیفری هم آمده، ولی اجرایی نشده است.

منظور از حبس الکترونیکی، استفاده از دستبند و پابندهای الکترونیکی است که می‌توان به کمکش مادران زندانی را در منزلشان یا محله شان یا هر محدوده خاص دیگری محبوس کرد و نگذاشت از آن محدوده خارج شوند. حبسی ویژه که کمک می‌کند فرزندان این مادران در جایی غیر از زندان بزرگ شوند.

راهکاری که زیرساخت ها برای اجرایش فراهم نشده و ظاهرا قرار هم نیست فراهم شود که اگر غیر از این بود، ساخت مهدهای کودک در زندان ها در دستور کار قرار نمی‌گرفت. مهدهایی که نمی‌توانند مانع از وارد آمدن آسیب های فراوان به کودکان زندانی شوند و چه بسا تنها تاثیرشان، راحت کردن خیال مسئولانی باشد که متولی فراهم آوردن زیرساخت های اجرای طرح پابند و دستبند الکترونیکی هستند!

Sunday, June 3, 2018

رئیس بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی؛ ۷ دانش‌آموز دبیرستان معین دچار آسیب روانی شده‌اند


رئیس بخش معاینات روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی کشور گفت که ۷ نفر از دانش‌آموزان حادثه غیر اخلاقی دبیرستان معین تهران، برای انجام معاینات روان شناسی به پزشکی قانونی مراجعه کردند و مورد معاینه قرار گرفتند و مشخص شد که دچار آسیب روانی شده‌اند. وی در مورد سن دانش آموزان مراجعه کننده به پزشکی قانونی هم گفت “آنان در پایه هفتم و هشتم تحصیل می‌کنند و حدود ۱۳ تا ۱۴ سال سن دارند”.


به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، مهدی صابری رئیس بخش معاینات روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی کشور روز شنبه افزود: “این دانش آموزان به همراه والدین خود به پزشکی قانونی مراجعه کردند و فردی از اولیاء مدرسه همراه آنها نبود”.

وی با اشاره به اینکه این معاینات از نظر آسیب های روانی وارد شده به این دانش آموزان بود، ادامه داد: “من از آسیب های جسمی مطلع نیستم، بلکه پزشکان مسئول به این بخش باید اعلام نظر کنند”.

رئیس بخش معاینات روانپزشکی، سازمان پزشکی قانونی گفت: “این دانش آموزان از نظر سلامت روانی به دلیل آزارها و سوء استفاده‌های جنسی مورد بررسی قرار گرفتند، زیرا رفتارها و صحبت هایی در مورد مسائل جنسی با آنها صورت گرفته که این دانش آموزاان آمادگی آن را نداشتند و به همین دلیل آزار تلقی می‌شود”.

وی خاطرنشان کرد: “در بررسی ها مشاهده شد که این دانش آموزان مورد آزار قرار گرفته اند و شاید هم بعدها آسیب های روانی آنها ظاهر شود و در مجموع نتیجه بررسی ها و معاینات به دادسرا اعلام خواهد شد”.

صابری ادامه داد: “بعضی از این دانش آموزان دچار آسیب های روانی شده اند و این آسیب ها از نظر معاینات روانپزشکی قابل تشخیص است، حتی ممکن است که خانواده های آنها متوجه این شرایط نباشند، بنابراین مداخلات پزشکی و روانپزشکی لازم برای آنها توصیه شد تا در آینده دچار مشکلات بیشتری نشوند”.

وی در مورد سن دانش آموزان مراجعه کننده به پزشکی قانونی هم گفت: “آنان در پایه هفتم و هشتم تحصیل می کنند و حدود ۱۳ تا ۱۴ سال سن دارند”.

صابری اضافه کرد: “با توجه به سوال هایی که از این دانش آموزان پرسیده شد، متوجه شدیم که آنها قبلا تجربه اذیت و آزرهای جنسی را نداشتند و نحوه توضیحاتی که بیان می کردند، نشان می داد که نسبت به سن و سالشان از آموزش های متناسب با سن شان توسط خانواده در خصوص مسائل جنسی برخوردار نبودند”.

وی افزود: “در واقع مطالبی که از سوی متهم به آنها گفته شده برای آنها جذاب بود و موجب کنجکاوی آنها شده و همین طور بخشی هم موجب لذت آنها بوده، که مورد استقبال قرار گرفته اند و از آنها سوء استفاده شده است”.

پیشتر نیز رئیس کل دادگستری استان تهران از شکایت ۱۵ نفر از اولیاء دانش‌آموزان در این پرونده خبر داد و گفت که تاکنون این تعداد از اولیاء شکایت کرده‌اند اما امکان دارد در هفته آینده افراد دیگری هم به تعداد شکات اضافه شوند. به گفته اسماعیلی پرونده فعلاً یک متهم دارد که در بازداشت به سر می‌برد.

رئیس کل‌دادگستری استان تهران اضافه کرد: “از یکایک دانش‌آموزان تحقیقات لازم انجام می‌شود و به لحاظ اینکه تحقیقات را کامل نمی‌دانیم، به تحقیق از دانش‌آموزان، اولیاء آنها، متهم و افراد دیگری که از این محیط آموزشی اخبار و اطلاعاتی داشتند، نیازمندیم تا تحقیقات را تکمیل کنیم”.

لازم به یادآوری است که پیشتر خبرگزاری خبرآنلاین با انتشار گزارشی از آزار و اذیت جنسی گروهی از دانش‌آموزان در یک مجتمع آموزشی غیرانتفاعی در منطقه ۲ تهران خبر داد.

یکی از اولیای دانش‌آموزان در گفت‌وگویی اظهار کرد: “پسر من از چند ماه پیش پرخاشگر و به شدت عصبی شده بود و حتی ما تصور می‌کردیم او دچار بیماری شده است. او را پیش پزشک بردیم و روند درمان برای پرخاشگری او ادامه یافت تا اینکه پسرم گفت در مدرسه چه بلایی به سرش آمده است”.

اینطور که پدر دانش‌آموز یادشده اعلام می‌کند، یکی از مسئولان مدرسه با پخش تصاویر مستجهن از طریق گوشی تلفن همراه، بچه‌ها را وادار به اعمال غیراخلاقی می‌کرده است.

تصاویری که پدر و مادر دانش‌آموزان از این مسئول مدرسه ارائه کرده‌اند نشان می‌دهد که فرد یاد شده دستبند به دست و در حضور پلیس اقرار می‌کند او با پخش تصاویر فیلم‌های پورنوگرافی، بچه‌ها را تحریک به اعمال غیراخلاقی کرده است.

اولیای دانش‌آموزان می‌گویند هم‌اکنون بچه‌ها تحت درمان روانشناسی هستند و با وجود اینکه فصل امتحانات آنهاست، از لحاظ روحی و روانی به شدت آسیب دیده‌اند.


Friday, June 1, 2018

غفلت از آموزش ‌مسائل‌ جنسی در مدارس


کارشناسان متخصص در حوزه کودک و نوجوان «آموزش جنسی» به کودکان و نوجوانان را به‌عنوان حلقه مفقوده در جامعه ما می‌دانند.
پایگاه خبری جامعه خبر، وقتی بحث آموزش و مراقبه‌های جنسی برای پیشگیری از آسیبی که متوجه کودکان و نوجوانان شد، هجمه‌ای از مخالفت‌ها آن را در نطفه خفه کرد. وحشت از آنچه «گستاخ شدن کودکان و نوجوانانمان» اعلام شد آموزش پیشگیری از آسیب‌های مربوط به مسائل جنسی را به عقب‌نشینی وادار کرد. اما نتیجه این عقب‌نشینی‌ها منجر به فاجعه تجاوز جمعی در یکی از مدارس غیرانتفاعی شد؛ خبری که منتشر شد و شاید خبرهای بسیاری هم رخ داده‌اند که همچنان پنهان مانده‌اند.
متجاوز؛ معاون دبیرستان. قربانیان؛ کودکان و نوجوانان. کارشناسان «آموزش جنسی» کودکان و نوجوانان را به‌ عنوان حلقه مفقوده در جامعه ما می‌دانند. فقدان مؤلفه‌ای به‌نام «آموزش» که سرانجام آن سریال تکراری سوء استفاده‌های جنسی در شریف‌ ترین و مطمئن‌ترین مکان است. نقطه‌ای که تصور می‌شود پناهگاه کودکان و نوجوانان و خانه دوم‌شان است تبدیل می‌شود به کانون ترس و دلهره و تشویش اذهان عمومی.

سنجش‌ های روانی و رفتاری به گزینش معلمان اضافه شود

امیر عباس میرزا خانی فعال آموزش و پرورش گفت: اخیرا معاون یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران اقدام به آزار جنسی تعدادی از دانش‌آموزان کرده که بازتاب‌های گسترده داشته‌است. وزیر آموزش و پرورش در توییتی با ابراز تأسف شدید نسبت به این جنایت تلخ و شرم آور، بر به‌روز رسانی فرایند گزینش، به‌ویژه نظارت سختگیرانه و بدون مسامحه برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات تأکید کرد. در قانون گزینش معلمان و کارکنان آموزش و پرورش مصوب سال 74شمسی در مجلس شورای اسلامی، داوطلب شغل معلمی علاوه بر داشتن شرایط عمومی استخدام (‌صلاحیت علمی و توانایی‌جسمی و روانی)، باید ضوابط اخلاقی، اعتقادی و سیاسی که در 7بند و 3 تبصره احصا شده است را دارا باشد.

در سال 75 قانون گزینش معلمان با تصویب مجلس به همه دستگاه‌های دولتی و نیمه دولتی که تمام یا قسمتی از بودجه آنها از بودجه عمومی تأمین می‌شود تسری پیدا کرد. این قانون افرادی را به دلایل عقیدتی و سیاسی از استخدام در دستگاه‌های دولتی و مؤسسات وابسته به دولت محروم می‌کند.

برخی از این شرایط مانند «عدم‌ وابستگی به احزاب و سازمان‌های غیرقانونی» و یا «عدم‌سابقه کیفری مؤثر» را از طریق استعلام از دستگاه‌های قضایی و امنیتی می‌توان احراز کرد. اما اثبات و رد «التزام عملی» داوطلبان به احکام دینی و سیاسی، بسیار دشوار است.

درگزینش معلمان، طبق قانون، فرد بی‌اعتقاد به دین، فردی که نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گیرد، فردی که هوادار فلان حزب رانده شده از قدرت است و... نمی‌تواند معلم شود. حتی اگر فرد ادعای اعتقاد و التزام داشته باشد اما برای گزینشگر احراز نشود از ورود به آموزش و پرورش باز می‌ماند. این حرف‌ها را همه معلمانی که از صافی گزینش عبور کرده‌اند می‌دانند.

با نگاهی گذرا به قوانین گزینش، مشاهده می‌شود که بندهای قانون مصوب و اجرایی گزینش، براساس تمرکز گزینشگران روی مسائل اعتقادی و سیاسی است و به‌هیچ‌عنوان امکان توجه به بحث‌های روانی و جنسی و شناسایی افرادی مانند معاون مدرسه پسرانه در غرب تهران یا دیگر موارد آزار جنسی در دانش‌آموزان را فراهم نمی‌کند.

بنابراین مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سیاستگذاران کشور باید با بررسی همه جانبه و نگاه آسیب شناسانه به این اتفاق، راهی برای برون رفت از تکرار این حوادث پیشنهاد کنند. تمرکز بیش از حد بر این نوع گزینش‌های کنونی تا حدودی باعث غفلت از احراز صلاحیت‌های حرفه‌ای و تخصصی معلمان و کارکنان دولت شده است.

حال با توییت سید محمد بطحایی به‌نظر می‌رسد که وزارت آموزش و پرورش قصد دارد برای جلوگیری از تکرار این چنین حوادث شرم‌آور، آیین‌نامه‌ای تنظیم کند که از این پس گزینش نیروهای شاغل در هر بخشی، غیراز مباحث سیاسی و اعتقادی و حزبی و...بر جنبه‌هایی از ضوابط حرفه‌ای برای احراز شغل معلمی انگشت بگذارد، اقدامی که اگر چه دیر است، اما می‌تواند مرهمی برای درد کهنه آموزش و پرورش باشد.

آموزش‌های پیشگیرانه و تشکیل پلیس ویژه جرایم جنسی

لیلا ارشد فعال اجتماعی و حقوق کودک گفت: آموزش به‌ عنوان یک نوع مهارت و ابزار مقابله با آسیب‌های اجتماعی است. در جامعه امروزی نیاز کودکان و نوجوانان به اینگونه آموزش‌ها به‌منظور پیشگیری سطح یک، مهم‌تر، پیچیده‌تر و بیشتر از بزرگسالان است. درخصوص مسائل جنسی، آموزش‌ها باید به‌نحوی باشد که فرد با به کارگیری آن بتواند در شرایط پیچیده با یک تصمیم‌گیری سریع، درست و منطقی خود را از صدمه و آسیب ناشی از آن برهاند.آموزش‌های جنسی باید در جامعه ما به‌صورت گسترده در اختیار کودکان، نوجوانان و حتی جوانان قرار گیرد.

یکی از موارد مهمی که باید آموزش داده شود، تربیت جنسی است. در جامعه ما متأسفانه وقتی بحث آموزش جنسی مطرح می‌شود این تصور پیش می‌آید که قرار است به کودکان و نوجوانان مسائل جنسی آموزش داده شود، درحالی‌که دادن اطلاعات و تربیت جنسی به کودکان کمک می‌کند تا علاوه بر شناخت خود، محدودیت‌ها، توانمندی و حتی اندام‌های خود را شناسایی کنند. با این آموزش‌ها فرد می‌تواند روابطش را با افراد همجنس و غیرهمجنس تنظیم کند.

والدین هم باید بیاموزند که با صحبت کردن مداوم در این زمینه و ایجاد رابطه‌ای صمیمانه و با همدلی با کودکان می‌توانند در جریان مسائل آنها قرار گیرند. این رابطه و تعامل صمیمانه کمک می‌کند که والدین درهنگام ضرورت قبل از وقوع هر اتفاقی از آن مطلع شوند و از آن پیشگیری کنند.

این آموزش‌ها فقط مختص خانواده‌ها نیست؛ در کودکستان، دبستان، دبیرستان و دانشگاه‌ها بارها باید پیشگیری سطح یک  مهارت‌های مختلف آموزش داده شود. با آموزش باید افراد آسیب‌پذیر را در مقابل آسیب‌های مربوط به مسائل جنسی واکسینه کنیم.

در بسیاری از مواقع والدین به تنهایی نمی‌توانند در پیشبرد اهداف موفق عمل کنند. مدرسه و خانواده در کنار هم باید برای مهارت آموزی در زمینه آسیب‌های جنسی کودکان وارد میدان شوند. ما با خانواده‌هایی مواجه هستیم که پدر و مادر آموزش ندیده‌اند. در زمینه آموزش مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان در جهت کاهش آسیب‌های آن، حتی پدر و مادر‌ها هم آموزش ندیده‌اند. امروزه تنها اهرم کنترل و تربیت کودکان، خانواده‌ها نیستند.

با وجود امکانات و ورود به فضای مجازی و تعاملات بالا در اجتماع خانواده به تنهایی نمی‌تواند بار آموزش و کنترل فرزندان را به دوش بکشد بلکه نیاز به همکاری و هماهنگی همه جانبه است. به‌عنوان مثال اگر قرار باشد آسیب‌های جنسی که کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند کاهش دهیم باید خانواده و مدرسه و همه دستگاه‌ها همکاری کنند و هماهنگی ایجاد شود.

آموزش و پرورش و صدا و سیما از نهاد‌های تأثیرگذاری هستند که در این مسائل می‌توانند در کنار خانواده و مدرسه در امر آموزش کمک کنند. مسئله بعدی در رابطه با تابوهاست. به شکل سنتی در خیلی از خانواده‌ها آموزش پیشگیرانه به کودکان داده نمی‌شود حتی با کنجکاوی‌های معمول آنها سخت برخورد می‌شود.

شکل آموزش‌ها در این زمینه در محیط خانواده‌ها به‌صورت سرکوب، ارائه اطلاعات غلط و توبیخ و تنبیه است. از این‌رو باید ابتدا نهاد‌ها و دستگاه‌های متولی آموزش‌ها را از پدر و مادر‌ها آغاز کنند و به موازات آن کودکان، نوجوانان و جوانان را از مسائل موجود آگاه و مطلع سازند. در آخر ما به یک بانک اطلاعاتی نیازمندیم که شامل لیست کاملی از افراد بزهکار جنسی باشد. شناسایی این افراد باعث می‌شود در محیط‌ها و مسئولیت‌هایی که بستر مناسب را برای آزار و اذیت فراهم می‌کند گمارده نشوند. حتی می‌توانیم در کشور پلیس ویژه جرایم جنسی داشته باشیم.

غفلت خانواده‌ها از بچه‌ها را فراموش نکنیم

مظفر الوندی دبیر سایق مجمع ملی کنوانسیون حقوق کودک گفت: حادثه‌ای که چند روز پیش در مدرسه‌ای در تهران اتفاق افتاد حادثه تلخی بود که نباید به مرور زمان فراموش شود. همین مسئله نشان داد که ما در قسمت آموزش ضعیف هستیم. آموزش به خانواده‌ها، آموزش به بچه‌ها و آموزش به اولیای مدارس از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نکاتی است که باید به آن توجه شود.

ترویج آموزش مسائل جنسی ضرورتی است که باید در سطوح مختلف صورت بگیرد. ما سالیان سال است که در رساله‌های علمیه شاهد مسائل مربوط به امور جنسی هستیم اما می‌ترسیم که همین آموزش‌ها را در مقاطع مختلف تحصیلی داشته باشیم. آموزش و پرورش نیز باید به‌صورت جدی‌تر به مسئله آموزش جنسی متناسب با سن دانش‌آموزان بپردازد و آن را به صورت بومی‌سازی‌‌شده به دانش‌آموزان تدریس کند.

یکی از مسائلی که در هیاهوی رسانه‌ها نباید فراموش شود این است که غفلت خانواده‌ها را از بچه‌ها نباید دست‌کم بگیریم. در حادثه اخیر تغییر در نوع رفتار بچه‌ها باید خیلی سریع‌تر والدین را حساس می‌کرد. والدین این بچه‌ها اینقدر از حالات و روحیات بچه‌های خود دور هستند که زمانی که گفته می‌شده بچه‌ها در اردو مشروبات الکلی مصرف کرده و به خانه بر می‌گشتند متوجه تغییر حالت آنها نمی‌شدند.

در بروز این مسئله معاون مدرسه، خانواده و محیط آموزشی هر کدام سهمی دارند. یکی از بخش‌هایی که در نقض حقوق کودک باید به آن توجه شود مسئله غفلت والدین است که بر اثر این غفلت حق سلامت، زندگی و حقوق فردی کودکان نقض می‌شود. اما ساده‌انگاری است که تصور کنیم با اجرای حکم درخصوص این مسئله، پرونده آن بسته می‌شود؛ ما باید از این حوادث برای آینده تدبیر کنیم.

اظهار نظر رهبری درخصوص رسیدگی سریع به این مسئله نشان از اهمیت موضوع دارد اما در عین حال باید ابعاد آن نیز بررسی شود چرا که مجازات معاون مدرسه به تنهایی کفایت نمی‌کند و نظام آموزش و پرورش، نظام گزینش و معلمان زیر سؤال هستند. نکته مهم دیگر این است که این حادثه در یک مدرسه با موقعیت خوب در پایتخت اتفاق افتاده اما وضعیت مدارس حاشیه شهر مشخص نیست و ممکن است این موضوع با توجه به وضعیت زندگی بچه‌ها در وضعیتی شدیدتر در این مدارس اتفاق بیفتد و هیچ‌گاه هم رسانه‌ای نشود.

مسئله دیگر که باید به آن توجه شود این است که موضوع، مهم تلقی شود تا بتوان برای آن کاری کرد. در تمام دنیا این قبیل اتفاقات روی می‌دهد اما فرق ما با آنها این است که آنها برای این مسائل پرونده دارند و موضوع را بررسی و تحلیل می‌کنند و درصدد کاهش آن هستند ولی ما آماری در این زمینه نداریم و نمونه‌هایی که اتفاق می‌افتد بعد از مدتی به‌دست فراموشی سپرده می‌شوند.

به همین دلیل وجود قوانین سختگیرانه برای برخورد با این مسائل ضروری است. اکنون در قوانین فعلی ما مواردی درخصوص کودک آزاری وجود دارد اما کافی نیست. باید درخصوص کودکان یک قانون جامع و کامل داشته باشیم که همه ابعاد تعرض به حقوق کودکان از جمله آزارهای جسمی و جنسی را در بر بگیرد. این در حالی است که متأسفانه در بین تصمیم‌گیران و مجریان قانون درخصوص حقوق کودکان حساسیت بالایی وجود ندارد و ویرایش نهایی لایحه مربوط به حقوق کودک و نوجوان نیز چندان کامل نیست اما همین نسخه هم در نوبت رسیدگی در مجلس قرار دارد و هنوز تکلیفش مشخص نیست.

مسئله دیگری که باید به آن توجه کرد نوع نگاه به این موضوعات از منظر افراد مختلف در سطح افراد تصمیم‌گیر، ‌پژوهشگر، معلم و... است. این نگاه یکسان نیست. یک مسئول عنوان می‌کند که آزار جنسی در کشور ما اولویت نیست و دیگری اولویت آن را بالا می‌داند، همین تفاوت نگاه به این مسئله می‌تواند در بررسی‌های مربوط به آن مشکلاتی را ایجاد کند.

بر اساس پژوهشی که چند سال قبل در 17 استان کشور داشتیم متخصصان، مددکاران و افراد درگیر با موضوعات مربوط به کودکان، اولویت اصلی را در مسئله کودکان حمایت از کودکان در معرض آسیب‌ های جنسی و جسمی عنوان کردند اما تابو بودن این مسئله که معمولا با مسائل سیاسی گره می‌خورد باعث می‌شود تا موضوع اصلی زیر سؤال برود.

سخن آخر درخصوص رسیدگی به این پرونده‌هاست. خلایی که در سیستم قضایی ما در این خصوص وجود دارد این است که بچه‌ها در مراحل مختلف تحقیق از سوی پلیس، دادستان، بازپرس، بازرس آموزش و پرورش و... مدام مورد پرسش قرار می‌گیرند و همین سؤال‌های متعدد درخصوص موضوع می‌تواند آسیب‌های بیشتری به بچه‌ها وارد کند درحالی‌که در کشورهای پیشرفته مددکاران حرفه‌ای بعد از گفت‌وگو با بچه‌ها و روشن شدن زوایای مختلف حادثه در دادگاه نقش بچه‌ها را به‌عهده می‌گیرند و معمولا بچه‌ها برای پاسخگویی در دادگاه حضور ندارند چرا که حضور بچه‌ها در محکمه بیشترین ضرر را از نظر روحی و روانی به آنها وارد می‌کند.

توجه به مراقبت جنسی در دوران بلوغ

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: یکی از نیازهای اساسی هر فرد موضوع در اختیار داشتن اطلاعات درست برای عبور از مراحل رشد است. طبیعتا یکی از این نیازها، نیازهای جنسی و نیازهای مربوط به سلامت دوران بلوغ است ؛ موضوعی است که نمی‌شود نسبت به آن بی‌توجه بود، چون وقتی بچه‌ها در این دوران قرار می‌گیرند اگر نتوانند اطلاعات درست را از منابع درست دریافت کنند، تلاش می‌کنند از راه‌های دیگر و چه بسا راه‌های نامطمئن به آن دسترسی داشته باشند. چندین گروه می‌توانند در این حوزه کمک کنند؛ گروه اول خانواده که خودشان باید اطلاعات درستی در ارتباط با این دوران داشته باشند و این اطلاعات را بموقع به اعضای خانواده و فرزندان منتقل کنند.

دادن اطلاعات بموقع یعنی به بچه زیر 6 سال باید آموزش دهیم که چه کسانی در چه شرایطی مثلا می‌توانند کجای بدنت را لمس کنند اما همین اطلاعات در مورد بچه 11ساله یا بچه‌ای که دوران بلوغ را طی می‌کند، متفاوت است. مهم این است که این آموزش‌ها بموقع و درست در اختیار افراد قرار بگیرد.

بعد از خانواده‌ها محیط‌ های اجتماعی مرتبط می‌توانند در این حوزه در چارچوب وظایف خود و شرایط سنی، جسمی و سواد افراد ایفای نقش کنند و اطلاعات فرد را در حوزه بلوغ افزایش دهند. به‌دلیل اینکه بچه‌ها دوران بلوغ خود را در مدرسه می‌گذرانند و با همسالان خود ارتباط دارند، معمولا از مسئولان و اولیای مدرسه در کنار والدین اطلاعات می‌گیرند که گاهی مواقع نقش همکلاسی از خانواده و اولیای مدرسه بیشتر است،

درحالی‌که بالا بردن سواد افراد به بالا بردن سلامت جنسی می‌تواند کمک کند تا از این دست مشکلات کمتر اتفاق بیفتد و اطلاعات را از منابعی بگیرند که درست‌تر باشند. نکته بعدی سایر محیط‌های اجتماعی و گروه‌هایی است که افراد در آنها حضور دارند و در بحث پیشگیری کار می‌کنند، حتی در منابع دینی هم سرپوشی درخصوص نیازهای جنسی ندارند و این منابع می‌توانند کمک کنند تا اطلاعات مربوط به سلامت جنسی در اختیار افراد قرار بگیرد.

تابو نکردن آموزش مسائل جنسی به این معنا نیست که بدون هیچ حرمتی در مدارس راجع به رابطه جنسی صحبت شود، بلکه داشتن سواد جنسی با داشتن رابطه جنسی متفاوت است. هدف از سواد جنسی آموزش راه‌های ارتباط جنسی نیست، بلکه هدف این است که اگر فردی خواست به بچه‌ها تعرض داشته باشد، بچه بلافاصله واکنش نشان دهد و آزارهای جنسی ناشی از غفلت و ترس کمتر شود. چه‌بسا اگر دانش‌ آموزانی که به‌نوعی مورد تعرض واقع شدند در خانه شاهد فضای امن بودند و می‌توانستند حرف بزنند، زودتر این مسئله مشخص می‌شد.

وقتی فضا برای صحبت کردن امن نباشد یا مسئله عنوان نمی‌شود یا کتمان می‌شود، همین کتمان کردن باعث تکرار این رفتار و آزار و اذیت جسمی و روحی بچه می‌شود. درحالی‌که اگر راجع به این موضوعات و در چارچوب مشخص شده در خانواده‌ها صحبت شود، بچه‌ها حس امنیت پیدا می‌کنند و درصورت احساس خطر بلافاصله خانواده را در جریان می‌گذارند.

حالا هم که موضوع رسانه‌ای شده خانواده‌ها نباید بچه‌ها را محدود و کنترل کنند. همکلاسی‌ها و هم‌محله‌ای‌ها و اقوام نیز نباید کاری کنند تا بچه‌ها حس حقارت و گناه داشته باشند؛ ضمن اینکه اکنون خانواده‌ها و بچه‌ها قربانی این اتفاق شده‌اند و نیاز به دریافت حمایت‌های مددکاری دارند که انجمن اجتماعی مدکاری ایران برای یاری رساندن به خانواده‌ها و بچه‌ها در زمینه مددکاری آمادگی لازم را دارد.